تبليغاتX
نداي اكبر گنجي
آخرين نوشته‌ها، بيانيه‌ها و مقالات اكبر گنجي

ايلنا: همسر اكبر گنجي گفت: با تمهيداتي كه قوه قضاييه اتخاذ كرده است و با صحبت‌‏هايي كه برخي مقامات اين قوه با گنجي داشته‌‏اند، همسرم در حال همكاري با پزشكان معالج است.
معصومه شفيعي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، ضمن اظهار اميدواري نسبت به شكستن اعتصاب غذا از سوي اكبر گنجي، گفت: با وجودي كه 18 روز است كه همسرم را ملاقات نكرده‌‏ام اما اميدوارم موضوع شكستن اعتصاب غذا صحت داشته باشد البته تا زماني كه گنجي را ملاقات نكنم، نمي‌‏توانم موضوع شكستن اعتصاب غذاي وي را تاييد يا تكذيب كنم.
وي از تمهيدات قوه قضاييه براي حل مشكل اكبر گنجي خبر داد و گفت: اميدوارم با صحبت‌‏هايي كه مقامات اين قوه با گنجي داشته‌‏اند، مشكل همسرم هر چه زودتر حل شود.
محمود سالاركيا، معاون امور زندان‌‏هاي دادستاني تهران نيز در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: اگر اكبر گنجي به همكاري‌‏هاي خود با تيم پزشكان بيمارستان ادامه دهد، تدابيري براي حل اين مشكل وي اتخاذ خواهد شد.
وي بدون اشاره به نوع تمهيدات در نظر گرفته شده، گفت: معمولا حرف‌‏هاي ما قبل از عملي شدن با عكس‌‏العمل‌‏ها و واكنش‌‏هايي مواجه مي‌‏شود اما اين بار مي‌‏خواهيم قبل از اينكه حرف بزنيم، عمل كنيم تا مشكل گنجي مرتفع شود.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1384ساعت 18:27     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

تهران- خبرگزاری كار ايران

به منظور پاسداشت آزادی و سلامتی اكبر گنجی، عصر روز پنج‌‏شنبه مراسم ويژه‌‏ای از سوی حوزه شمال تهران جبهه مشاركت ايران اسلامی در محل دفتر مركزی اين حزب برگزار شد.

محسن كديور:
انتقادكردن از حكومت هزينه دارد و گنجی حاضر شده اين هزينه را بپردازد


به گزارش خبرنگار "ايلنا"، در اين مراسم محسن كديور گفت: با شنيدن اتفاقاتی كه روز دوشنبه در برخورد با خانواده گنجی شد، ياد حرفهای هاشمی شاهرودی درباره حقوق شهروندی افتادم.
وی با انتقاد از روزنامه نگارانی كه در اين روز جايزه گرفتند، اظهار داشت: وقتی اسم دوستانم را به عنوان جايزه بگيرها ديدم، تعجب كردم كه گنجی به عنوان يك روزنامه نگار اين چنين از حقوق خود محروم است و ديگر همكارانش هديه می‌‏گيرند.
استاد دانشگاه تربيت مدرس با انتقاد از اين كه همزمان با درخواست خانواده و دوستان گنجی از وی برای شكستن اعتصابش، ممنوع الملاقات شده است، اظهار داشت: مواردی كه در موقع بازرسی از منزل گنجی اتفاق افتاد، نشانه‌‏های بدی است، شايد برخی می‌‏خواهند گنجی را عصبانی كنند تا به اعتصابش ادامه دهد.
به گفته كديور، با اين شيوه هم حاكميت و هم منتقدان از نعمت نقد محروم می‌‏شوند.
وی تصريح كرد: انتقادكردن از حكومت هزينه دارد و گنجی حاضر شده اين هزينه را بپردازد اما دومين چيزی كه بعد از نقد حاكميت دريغ شده است، نقد خود منتقدان است.
كديور با بيان اين كه نسبت به ‏آ‌‏را نظری و شيوه گنجی نقد دارد، تاكيد كرد: اما آيا فضای سالمی سراغ داريد كه بتوان اين نقدها را انجام داد؟
وی با بيان اين كه فعل سياسی را نبايد يك تنه انجام داد، خاطرنشان كرد: جان گنجی عزيز است و حيف است كه بخواهد يك تنه قدرت را اصلاح كند، شايد او می‌‏خواهد خود را به يك نماد تبديل كند، گنجی بداند كه اصلاحات، فعلی تدريجی و جمعی است، گنجی می‌‏خواهد نقد قدرت را يك تنه انجام دهد.

تجليل از همسر اكبر گنجی و استقامت او

مرضيه مرتاضی‌‏لنگرودی يگر سخنران اين مراسم، از معصومه شفيعی، همسر اكبر گنجی و استقامت او تجليل كرد و گفت: من نمی‌‏دانم كه وقتی گنجی تصميمش را گرفت با همسرش مشورت كرد يا نه؟ ولی اين را می‌‏دانم كه همسرش محكم ايستاد تا گنجی بتواند محكم بر سر اعتقادش بايستد.
مرتاضی‌‏لنگرودی گفت: من خيلی متاسف می‌‏شوم اگر دوره اصلاحاتی كه با شعار حذف "مرگ بر"ها آغاز شده بود، با مرگ يك اصلاح طلب به پايان برسد.

سعيد حجاريان:
من نگران اين ١٠ - ١٢ روزی هستم كه به گنجی ملاقات نداده‌‏اند.


عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ايران اسلامی هم در اين مراسم گفت: اكبر گنجی با استفاده از طول دوره درمان می‌‏تواند مدت باقی مانده زندانش را در بيرون بگذراند.
سعيد حجاريان با انتقاد از برخی گفته‌‏ها كه در مورد گنجی ارايه می‌‏شود از جمله آنچه "عدم اعتصاب غذا به بهانه مصرف آب، چای و قند از سوی گنجي" مطرح می شود، اين مدل اعتصاب را" اعتصاب غذای تر" توصيف كرد و گفت: مغز با قند زنده است ولی كم‌‏كم چربی خون از بين می‌‏رود، ماهيچه‌‏ها آتروفی و لاغر می‌‏شود، بعد اندام ديگر، كليه و كبد از كار می‌‏افتد، به همين خاطر به گنجی می‌‏خواهند سرم قندی و نمكی بزنند.
حجاريان ادامه داد: يك بار هم به گنجی پروتئين زدند كه بدنش تحمل نكرد و او را به بيمارستان ميلاد بردند.
وی كه اخبار مربوط به وضعيت جسمانی گنجی را برای حاضرين تشريح می‌‏كرد، افزود: من نگران اين ١٠ - ١٢ روزی هستم كه به گنجی ملاقات نداده‌‏اند، پزشكان وی و پزشكی قانونی هم گفته‌‏اند كه حال وی وخيم است، از ما هم خواستند كه از گنجی بخواهيم اعتصابش را بشكند، من هم به اتفاق سروش و كديور و علوی‌‏تبار و سحابی همين را خواستيم.
حجاريان با بيان اين كه طول درمان گنجی حداقل يك سال كار فيزيوتراپی و درمان دارد كه از طول دوره زمان زندان باقی مانده گنجی بيشتر است، گفت: به همين جهت خواستيم كه با طول درمان آزاد شود.
وی به بحث "مددجو خواندن" گنجی در بيانيه دادستانی اشاره كرد و گفت: اكبر كه مددجو نبوده است، اكبر از من و شما هم سر حال‌‏تر است، ذهنش هم خوب كار می‌‏كند، مددجو من هستم.
حجاريان ضمن درخواست برای ملاقات با گنجی گفت كه از وی خواهند خواست تا اعتصابش را بشكند و با استفاده از طول درمان آزاد شود، چون گنجی از بيماری‌‏های زيادی همچون آسم، واريس، كشيدگی تاندون پای راست و پارگی مينيسك پای چپ و نياز به عمل ديسك كمر و مشكل اتروپی عضلات رنج می‌‏برد، اگر چه ذهنش هم چنان خوب است.

مزروعی:
حفظ انديشه گنجی را مستلزم حفظ حيات گنجی است


عضو ديگر شورای مركزی جبهه مشاركت ايران اسلامی هم در اين مراسم گفت: گرفتاری بزرگ ما ايرانی‌‏ها اين است كه تعادل نداريم.
رجبعلی مزروعی با اشاره به فرجام ناخوشايند بسياری از دلسوزان و مصلحان كشور كه سعی می‌‏كردند به آرامی و توام با خرد به اصلاح امور بپردازند، افزود: به نظرم معدل جامعه ما از جهات گوناگون با دموكراسی همخوانی ندارد.
وی تصريح كرد: همه ما بايد از خانواده و جمع دوستان گرفته تا جمع‌های بزرگتر، بايد به گسترش فرهنگ دموكراسی كمك كنيم وگرنه خشونت باز هم می‌‏ماند.
به گفته مزروعی، حفظ انديشه گنجی را مستلزم حفظ حيات گنجی است، از آن زمانی كه دوستان و خانواده گنجی به طور جدی از وی خواسته‌‏اند كه اعتصابش را بشكند، اتفاقاتی از جمله آنچه در جريان بازرسی منزل وی صورت گرفت، آغاز شد تا گنجی به اعتصابش ادامه دهد، ما بايد كاری كنيم كه گنجی زنده بماند و انديشه‌‏اش حفظ شود.


حبيب‌‏الله پيمان:
در مورد گنجی اخلاق سياسی رعايت نشده است


حبيب‌‏الله پيمان، دبيركل جنبش مسلمانان مبارز هم در اين مراسم طی سخنان گفت: همه كارها بايد در فضای خردورزی و دورانديشی صورت گيرد و اميدواريم كه در اين كشاكش صدمه‌ای به برادر عزيز ما گنجی نرسد.
علی رضا علوی تبار ديگر سخنران اين مراسم با بيان اين كه "سياست ورزی اخلاق خاص خودش را دارد و در مورد گنجی اخلاق سياسی رعايت نشده است" گفت: يادآوری آنچه برای دوست و برادر عزيزمان اكبر گنجی صورت گرفته است، روح انسان آزرده می‌‏شود اما وظيفه ما در جاهايی كه برای آزادی گنجی برگزار می‌‏شود، گفت‌‏وگويی است كه طی آن با استفاده از خردجمعی كشور از وضعيت ناگواری كه در آن قرار گرفته است، خارج شود.
وی، با تاكيد بر رعايت اخلاق سياسی، يكی از قواعد آن را تعريف انسان به عنوان هدف غايی توصيف كرد و گفت: انسان خود غايت است، هيچ انسانی نبايد وسيله‌‏ای برای هدفی قرار بگيرد، انسان نه خودش و نه ديگران را نبايد در خدمت اهداف ديگری قرار دهد.

علوی‌‏تبار:
آنچه دغدغه اصلی ماست، حفظ سلامت و آزادی گنجی است.


علوی‌‏تبار، با بيان اين كه آنچه بر گنجی تحميل شده است، پيامدهای زيادی دارد، تصريح كرد: آنچه دغدغه اصلی ماست، حفظ سلامت و آزادی گنجی است، باقی مستقل از آثار آن فرع بر سلامت گنجی است و ما بايد كمك كنيم كه او از اين وضعيت خارج شود.
وی، كنش‌‏های سياسی را بيشتر مبتنی بر عواطف دانست تا عقلانيت و اظهار داشت: عاطفه هميشه رنگ غالب سياست است و عقلانيت بعداز آن خود را متجلی می‌‏كند، اين مساله ما را موظف به كارهايی می‌‏كند و همين طور باعث می‌‏شود، تحليل درست‌‏تری از وقايع داشته باشيم.
علوی‌‏تبار افزود: آ‌‏نچه می‌‏تواند كمك كند تا در منجلاب بر هم فزاينده موج‌‏های عاطفی، سياسی قرار نگيريم، خردورزی جمعی است، خيال اين كه می‌‏توان به تنهايی سياست ورزی كرد را بايد از سر بيرون كرد.
وی ادامه داد: تنها در گفت و گوی با ديگران است كه می‌‏توان افسار عواطف را در دست گرفت و اين گفت وگو بايد با كسانی صورت گيرد كه وقتی كار سياسی می‌‏كنيد، از شما حمايت كنند نه با گروهی كه در هنگام اقدام سياسی شما را تنها می‌‏گذارند.
علوی تبار سياست‌‏ورزی فردی را ورود به سمت انزوا توصيف كرد و افزود: بايد حساسيت به خرج داد، چون سياست ورزی در ايران امروز مستلزم حداقلی از انضباط جمعی و تشكيلاتی است، حرفهايی نزنيم كه از طرف اكثريت ياران ما حمايت نمی‌‏شود، چون اين پيشتازی نيست بلكه موجب انزوا می شود اگرچه سياست ورزی جمعی موجب كندی كارها شود.
وی زمان سنجی و ظرفيت سنجی را از الزامات كنش سياسی دانست و خاطرنشان كرد: وقتی مجموعه دوستان ما از ما چيزی می‌‏خواهند، بايد در آن تامل كنيم و از دست زدن به عمل خودداری می‌‏كنيم، اگرچه هزينه و كندی در عمل به همراه داشته باشد.
عضو شورای سردبيری روزنامه توقيف شده" صبح امروز" با تاكيد بر ضورت هماهنگی بين هدف و وسيله در كار سياسی، خواستار رعايت اصول كار جمعی سياسی از سوی همه فعالين سياسی شد.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 20:58     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

بنام خداوند جان وخرد
قعطنامه حاضرين در مراسم ملاقات اكبر گنجی ، روزنامه نگار آزاده ايرانی

اكبر گنجی روزنامه نگار شجاع ايرانی،لحظه های دشوار ماراتن مرگ خويش را بدون توجه بايسته به سر نوشتش از سوی مقامات قضايی كه مسئولان مستقيم آنچه پيش می آيد هستند ، می گذراند.گنجی به سبب همين بی توجهی ٦٣ روز است به اعتصاب غذا روی آورده تا ندای حق طلبانه اش را به افكار عمومی ايران وجهان برساند.

ما شركت كنندگان در اين مراسم بر پايه وظيفه وجدانی و انسانی خود به عيادت گنجی آمده ايم تا از مراجع قضايی كشور بسان متوليان مستقيم سرنوشت ناگواری كه بر او تحميل شده است بخواهيم:

١- با توجه به خواسته های به حق گنجی در تامين آزادی اش كه افزون بر ٥ سال و٤ ماه از محكوميت ٦ساله خود را سپری كرده است و طبق قوانين قضايی جاری كشور آزاد محسوب می شود امكان بازگشت سر فرازانه ای او را به زندگی آزاد فراهم آوردند.گذشته از اين مرخصی های معوق مانده گنجی می تواند چند ماه باقی ماند از محكوميت او را پوشش دهد

٢- امكان ملاقات اكبر گنجی با خانواده و وكيلانش را كه در هفته های گذشته او را از آن محروم كرده اند فراهم آورند.

٣- بيمارستان حتی در شرايط جنگی نيز منطقه امن محسوب می شود كه در آن حفظ جان و سلامت بيماران در اولويت قرار دارد و تبديل بيمارستان به پادگان نظامی و محلی تحت نظارت نهادهای قضايی و امنيتی در تضاد با حقوق اكبر گنجی به سان فرد بيمار است . از اين رو ضمن اعتراض به تحت فشار قرار دادن كادر پزشكی محترم بيمارستان ميلاد از سوی مراجع قضايی خواهان فراهم شدن امكان درمان اكبر گنجی تحت نظر گروهی از پزشكان مجرب و مستقل مورد تاييد خانواده ايشان به منظور تامين سلامت و باز گرداندن او به زندگی عادی‌اش هستيم.

٤- امروز برای ملاقات با اكبر گنجی و رساندان پيام صلح خود به وی در محل بيمارستان ميلاد حاضر شديم. اما نشستگان در مسند قدرت كه مرگ گنجی را بيشتر می پسندند و گويی از ادامه بحران و ايجاد بحران های جديد نفعی می برند و بنابراين از هرگونه ملاقات خانواده، دوستان و وكلا با ايشان، ممانعت به عمل می آورند. بنابراين مسووليت هرگونه فاجه ناگواری برای جان گنجی بيش از پيش بر دوش مقامات عالی حاكميت و دستگاه قضايی خواهد بود.

٥- امروز دشمنان آزادی كه مرگ گنجی را وقيحانه به انتظار نشسته‌اند در پی آنند كه يا مرگ او را جشن بگيرند و يا مقاومت مورد ستايش او را وارد روندی فرسايشی كنند و در درازمدت و با به طول انجاميدن اعتصاب غذای اين نماد شجاعت و آزادگی و حاكم كردن فضای اطلاع رسانی دروغين، حركت آزاديخواهانه او را خدشه دار كنند. از اين رو به گنجی عزيز كه سرافرازانه از اين مصاف نابرابر پيروز از ميدان به در آمده و پوشالی بودن اقتدار اربابان قدرت را به اثبات رسانده است می گوييم كه مسير مبارزه و دفاع از آزادی، عدالت، دموكراسی و حقوق بشر وجود عزيز تو و امثال تو را بيش از پيش می طلبد تا حضور سالم و پويايت، خاری در چشم كسانی باشد كه خاموشی فرياد رسا و حق طلبانه ات را به انتظار نشسته‌اند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 2:13     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

مقارن ظهر امروز ، جمعی از هواداران اکبر گنجی به منظور درخواست برای ملاقات با گنجی در مقابل بیمارستان میلاد تهران تجمع کردند.این گروه بعد از آنکه موفق نشدند با گنجی ملاقات کنند ، بعد از پایان ساعت ملاقات بیماران، بیمارستان را ترک کردند.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 18:27     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

مردم آزاده ایران
گنجی فرزند شجاع و آگاه ملت ایران را كه به جرم افشای جنایات سازمان یافته و دفاع از عدالت وآزادی سالهای متمادی در زندان بسر برده، پس از تحمل‌ رنجهای طاقت فرسای زندان و٦٠ روز اعتصاب غذا با تنی رنجور و جسمی نحیف ، در بیمارستان میلادحبس كرده‌اند.

این چراغ تابناک راه‌آزادی، اکنون به خاموشی می‌گرايد.
جلوگیری از ملاقات همسر، فرزندان و بستگان با او و دستگیری وکیل مدافع شجاع وی آقای عبدالفتاح سلطانی و منع جراید و مطبوعات از درج اخبار مربوط به گنجی و سرکوب معترضان به چنین رفتارها در مقابل دانشگاه تهران و بازداشتهای گسترده و یورش به خانه او نمایان گر اراده دشمنان مردم و دموکراسی به حذف اوست.
گفت آن یار کز او گشت سردار بلند / جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

اگر به‌خاطر داشته باشیم، ” بابی ساندز “مبارز شجاع ایرلندی پس از ٦٦ روز اعتصاب غذا جان باخت و با توجه به اینکه بيش از ٦٠ روز ازاعتصاب غذای "اکبر گنجی" می‌گذرد و وی از بیماریهای دشواری همچون بیماری شديد تنفسی نیز رنج می‌برد، درک این نکته که او هر دم به مرگ ناخواسته نزدیک و نزدیک تر می‌شود چندان دشوار نيست.
امروز جامعه جهانی و تمام دلسوزان حقوق بشر همراه با ملت ايران با چشمی نگران خواستار رفع همه محدوديتها و رعايت حقوق كامل شهروندی گنجی و آزادی وی هستند.
ما امضاء کنندگان این فراخوان، ضمن تأکید بر ضرورت پاسخگويی قوه قضائیه به درخواستهای مشروع ، قانونی و برحق این روزنامه نگار شجاع در ساعت ١٤ روز پنج شنبه٢٠/٥/٨٤(ساعت رسمی ملاقات) به منظور ملاقات با اکبر گنجی به بيمارستان ميلاد مراجعه خواهيم كرد تا ضمن ملاقات و مذاكره با او، درخواست صمیمانه آزادیخواهان و مدافعان حقوق انسانها را به گنجی عزیز برسانیم و بگويیم که مسير مبارزه و دفاع از آزادی، عدالت، دمكراسی وحقوق بشر ، وجود عزيز تو وامثال تو را بيش از پيش می‌طلبد تا حضور سالم و پويای گنجی، خاری در چشم كسانی باشد كه خاموشی فرياد رسا و حق طلبانه اش را به انتظار نشسته‌اند.


علی افشاری
علی اكبر موسوی خويينی
دكتر محمد ملكي
دكتر ناصر زرافشان
عليرضا جباري
سيمين بهبهانی
رضا دلبری
عبدالله مومنی
مهدی امينی زاده
باقر علايی
علی اشرف درويشيان
حجت شريفی
ستار امينی
محمدعلی عمويی
دكتر فريبرز رييس دانا
فاطمه حقيقت جو
دكتر رضا يوسفيان
دكتر علی تاجرنيا
محمد دادفر
حسين لقمانيان
حسين مجاهد
دكتر احمد زيدآبادی
سعيد مدنی
علی سياسی راد
خانم عابدينی
هادی كحال‌زاده
محمدعلی سيدنژاد
سميرا صدری
عليرضا كفشكنان
شاكر
كيوان صميمی
مجيد تولايی
محمد بهزادی
مصطفی تنها
محمود يگانلی
عليرضا كرمانی
شايا شهوق
ناصر اشجاری
داوود محمدی
ابراهيم صحافی
بهزاد شكريان
شهرانگيز ابوطالبی
زهره تنكابنی
علی ارجمندی
پيمان معظمی
رضا شرفی
مرضيه منصوری
نسرين رضايی
رضا باغچه سرا
نسرين علوی زاده
قدرت سميع
ماريانا ظفری
احمد بنی حسن
فاطمه سلطان زاده
محمد جودكی
هزير پلاسچی
الناز انصاری
مجيد ملكی
شهروز مقدم توتونچی
جعفر مهر اقدم
بيزن امينی
كسری پيله چيان
پروانه سمامی
گوهر شميرانی
حميد بی آزار
شهلا انتصاری
سيف الله اكبری
نجف رحيمی
علی فايض پور
رضی جعفرزاده
كريم قربان زاده
فرزانه آقايی پور
احمد بابايی
نادر اسداللهی
محسن اسداللهی
محمد هاشمی
امين احمديان
بهاره هدايت
جعفر رسولی
ماكان مينايی
سعيد مرادی
اميرحسين رحمانی
مهدی عربشاهی
علی كاكاوند
علی طاهري
احسان پورنگ
محسن شيرزاد
داود شاهچراغی
رضا بخشي
كيوان اميری
مرتضی اصلاحچی
فاطمه آرام ن‍‍ژاد
فريد مدرسی
محمدرضا نوربخش
كوروش طاهری
محمد عاملی
عليرضا ارشادی فر
مجيد برقی
سميه مغنی زاده
شوان رستمی
مهدی محمدی
اميرحسين بهروز
اميد كماني
سعيد طبرسی
مجيد جانی پور
مصطفی خسروی
محمدجواد بنی حسينی
ايمان براتيان
حميد هداوند
محسن سيدين
احسان منصوری
محسن سهرابی
نگار زمانفر
حميد طباطبايی
مهدی حبيبی
صديقه بيگدلي
نصرالله كشاورز
بي‍ژ‍ن پوريوسفی
اسماعيل سلمان پور
داوود زمانی
ياشار قاجار
مسعود دهقان
متين مشكين
حامد ابراهيمی
عابد توانچه
مهدی مشايخی
حاجيلری
علی كميجانی
توحيد علی اشرفی
كيوان انصاری
روزبه رياضی
حميد چمن
علی بيكس
علی مهري
مصطفی صداقت جو
امير اسحاقی
نفيسه زارع
مرتضی احمدی
علی رحمتی نژاد
جواد رحيم پور
حسام فيروزی
علی مقيمی
بهزاد اسدنژاد
سراج ميردامادی
مريم شبانی
مجتبی سادات
عباس سرلك
محمد سعيدزاده
جعفر شرفخانی
مهدی حسين نژ‍اد
خشنود احمدی
حميدرضا مالكی
احمد مدادی
محمود معتقد
جواد علايی
رئوف طاهری
بهروز طاهري
زهره اسلاميان
رضا خجسته رحيمی
بهروز خالقی
مهدی فولادگر
محمدرضا رحيمی راد
ساسان آقايی
بهزاد مينايی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 18:1     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

ايلنا: مدير روابط عمومي بيمارستان ميلاد گفت: اگر وضعيت گنجي به همين منوال ادامه يابد، وضعيت وي مخاطره‌‏آميز خواهد شد.
دكتر تابش در گفت و گو با" ايلنا" با اعلام اين مطلب در خصوص آخرين وضعيت جسمي اكبر گنجي گفت: در وضعيت وي نسبت به گذشته تفاوتي حاصل نشده، وضعيت گنجي نه بدتر و نه بهتر از گذشته شده است.
وي با بيان اينكه گنجي در بيمارستان ميلاد غذا مصرف نمي‌‏كند، در خصوص زمان انجام عمل جراحي بر روي گنجي تصريح كرد: در شرايط حاضر انجام عمل جراحي بر روي گنجي منتفي است.
ساعاتی پیش سخنگوی قوه قضائیه مدعی شده بود که گنجی اعتصاب غذای خود را شکسته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 1:2     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

امروز: ماموران با هجوم به خانه گنجي، خانه وی را مورد تفتيش قرار داند.
عيسی سحرخيز،عضو هيات سه نفره دوستان گنجی، با اعلام این خبر به سايت امروز گفت: امروز دوشنبه ١٧ مرداد حدود ساعت ٣٠/١٠ صبح عده‌ای مامور وارد خانه گنجی شدند و خانه وی را تفتيش كردند.
وی در ادامه افزود: دختر گنجی با من تماس گرفت وگفت: ماموران به خانه ما هجوم آورده اند...به كمك ما بياييد.
متاسفانه هنوز موفق نشده ام با خانم شفيعی همسر گنجی صحبت كنم و در این مورد کسب اطلاع کنم.
سحرخيز گفت: معلوم نيست هدف آنها از تفتيش و جستجوی خانه گنجی چه بوده است. احتمال دارد درصدد باز كردن پرونده جديدی برای گنجی هستند يا متعاقب مطالب منتشره در كيهان عليه خانم گنجی مبنی بر تحريك به ادامه اعتصاب غذا از سوی وی درصدد هستند مداركی دال بر اين مطالب بيابند.

اولین گفتگو با همسر گنجی پس از یورش ماموران به حانه وی

امروز: در پی ارسال خبر هجوم ماموران به خانه اكبرگنجي، معصومه شفیعی همسرگنجی در گفتگو با خبرنگار سايت امروز به تشریح جزئیات این یورش پرداخت:حدود ساعت ١٠ بامداد امروز (دوشنبه) ماموران با مراجعه به خانه مان خواهان ورود به منزل و تفتيش خانه شدند و هنگاميكه ما از مهاجمين خواستیم كه ابتدا حكم تفتيش را نشان بدهند آنها تهديد كردند كه در صورت باز نكردن درب خانه، ‌درب را شكسته به زور وارد خانه می شوند. اين افراد كه متشکل از تیم حفاظت گنجی در بیمارستان میلاد به سركردگی فردی به نام "موحد" بودند به محض ورود با رفتاری خشن و توهین آمیز وبا به کار بردن الفاظ رکیک شروع به تفتیش خانه کردند و در برابر اعتراض من دو زنی که همراه آنان بودند به من حمله کردند وطی این حمله چادر از سرمن افتاد در همین حال آقایان فیلمبرداری می کردند و دست مرا با دستبند به تخت بستند و به مدت دو ساعت به تفتيش و فيلمبرداری از خانه پرداختند.
همسر گنجی در ادامه افزود: طی این هجوم غیر انسانی مهاجمان همه مدارک،جزوات،کتابها و کیس کامپیوتر را با خود بردند.آنها حتی کمد لباسهای دختران من را نیز مورد تفتیش قرار دادند.
وی تاکید کرد هنوز به صورت دقیق نمی دانیم که چه چیزهائی توسط مهاجمان از خانه خارج شده است.
وی در پایان خبر داد از هنگام يورش به خانه گنجی تلفن خانه وی و همسایگان قطع شده و امكان ارتباط با خانه گنجی ميسر نمی باشد
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 0:18     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

امروز: مسئولان دادستاني يك هفته است كه مانع ملاقات ما با اكبر گنجي مي‌شوند.
معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي با اعلام اين خبر به سايت امروز گفت: من نسبت به وضعيت پيش آمده بسيار نگران هستم و از مسئولين خواهشمندم كه هر چه سريعتر امكان ملاقات با گنجي را براي ما فراهم كنند.
وي با اشاره به ملاقات دوشنبه هفته گذشته خود با گنجي گفت: در آن ملاقات چند دقيقه‌اي كه با حضور چند تن از افراد دادستاني انجام شد وضعيت گنجي نگران كننده به نظر مي‌رسيد.
همسر گنجي در ادامه افزود: هيأت سه نفره دوستان گنجي نيز تاكنون نتوانسته اند با وي ملاقات كنند. با توجه به نظر پزشكان مبني بر بحراني بودن وضعيت گنجي از همه دلسوزان خواهشمندم كه از آقاي گنجي بخواهند هر چه سريعتر اعتصاب غذاي خود را خاتمه دهد.

گنجی، عدالت و اخلاق

دكتر موسی غنی‌نژاد

يكشنبه ١٦ مرداد ١٣٨٤

گفتار و رفتار اكبر گنجی نشان می‌دهد كه او ميخواهد سلاح نقد را جايگزين انتقاد با اسلحه كند. او می‌خواهد رقابت انديشه‌ها را جايگزين خشونت‌های خيابانی كند. او جان بركف نهاده اما هيچ گاه از تلافی، انتقام و خشونت سخن نمی‌گويد. او می‌خواهد عقل را جايگزين تعبد و پی روی كوركورانه كند. او درحاليكه پای در آستانه مرگ نهاده، ديگران را به انتقاد از انديشه‌هايش فرا می‌خواند. گفتار و رفتار گنجی مصداق بارز صلح جويی، بزرگ منشی ، كرامت انسانی و در يك كلام اخلاق است. عقل حكم می‌كند كه شان نزول عدالت خدمت به اخلاق است. عدالتی كه در برابر اخلاق قرار گيرد ظلمی است كه جامه عدل پوشيده است. درخواست آزادی گنجی، تنها درخواست آزادی يك انسان نيست بلكه تمنای سپاس برای كرامت انسانی، بزرگ منشی، صلح جويی و اخلاق است. عدالت و قانون بايد در جايگاه حقيقی خود يعنی در خدمت اخلاق قرار گيرد. اخلاق را بر صدر عدالت بنشانيد. گنجی را آزاد كنيد.
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1384ساعت 0:15     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

خبرگزاري رويترز از تهران گزارش داد، انگليس با انتشار بيانيه‌اي در تهران، خواستار آزادي "اكبر گنجي" شد.

به‌گزارش روز جمعه رويترز، در بيانيه‌اي كه توسط سفارت انگليس در تهران انتشار يافته، از گنجي به‌عنوان روزنامه‌نگار در اعتصاب غذا نام برده شده كه اعتقاد دارد زنداني عقيدتي است.

با توجه به اينكه انگليس عهده‌دار رياست دوره‌اي اتحاديه اروپاست به نيابت از اين اتحاديه، مصرانه از مقامات ايران آزادي گنجي را خواستار شده است.

رويترز همچنين از خواسته سفير انگليس براي ملاقات با گنجي خبر داده است.

پيشتر نيز "جرج بوش" رييس جمهوري آمريكا و سازمان عفو بين‌الملل خواستار آزادي گنجي شده بودند.


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 23:12     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

اكبر گنجي نويسنده و روزنامه نگار زنداني كه به منظور برخورداري از مراقبت هاي پزشكي ضروري در بيمارستان ميلاد تهران بستري است، پنجاه و ششمين روز اعتصاب غذاي خود را پشت سر گذاشت. معصومه شفيعي، همسر اكبر گنجي در مصاحبه با راديو فردا از تلاش ناموفق خود روز پنجشنبه براي ملاقات با آقاي گنجي مي گويد:
معصومه شفيعي: روز پنجشنبه 13 مرداد ما براي ملاقات با آقاي گنجي رفتيم بيمارستان. چهار روز است از ايشان هيچ خبري نداريم و بسيار نگران هستيم و هر بار كه مي رفتيم ملاقات، تيم ويژه اي كه مامور حفاظت از آنجا هستند، طبقه دوازدهم با آقاي گنجي به يك بهانه اي ملاقات ما را به يك جلسه تنش تبديل مي كردند و آقاي گنجي را بسيار عصباني مي كردند و اين مساله چهار روز پيش كه ما رفتيم به اوج خودش رسيد، به حدي كه ما ترسيديم نكند خداي ناكرده اين مساله براي آقاي گنجي خطرناك باشد. لذا تصميم گرفتيم تا يك شرايط عادي ملاقات فراهم نشده، ملاقات نرويم. چند روز ملاقات نرفتيم، ولي خيلي نگران بوديم هيچ خبري هم نداشتيم. امروز (پنجشنبه) رفتيم ملاقات. متاسفانه حدود 80 دقيقه ما را نگاه داشتند و ملاقات هم به ما ندادند. ظاهر امر اينطور است كه ممنوع الملاقات است، من نمي دانم دقيقا ولي با اين رفتاري كه با ما مي كنند، هر بار، يك بار حدود شش ساعت ما را نگاه داشتند در بيمارستان تا يك ملاقات پنج دقيقه اي به ما دادند. امروز هم به اين ترتيب، اين بلا را سر ما آوردند. ما نگران هستيم، ما در بي خبري كامل هستيم.

مسعود ملك (راديو فردا): شما با دكترهاي معالج آقاي گنجي هم نتوانستيد تماس بگيريد؟

معصومه شفيعي: چرا من ديروز (چهارشنبه) آنقدر نگران بودم، رفتم بيمارستان ميلاد با دكترهاي ايشان تماس گرفتم، با سه تن از پزشكان ايشان ديدار كردم، آنها خيلي اظهار نگراني مي كردند، به شدت مستاصل بودند و نمي دانستند بايد چه كار كنند. آقاي گنجي در يك وضعيتي است كه احتياج به مراقبت هاي پزشكي خيلي دقيق و ويژه دارد و در اين شرايط خود آقاي گنجي از دريافت سرم خودداري كرده. وضعيت به صورتي است كه بسيار نگران كننده است. دكترها از ما كسب تكليف مي كردند و ما هم نمي دانستيم چه بگوييم. اميدوار بوديم امروز بتوانيم آقاي گنجي را ببينيم و ايشان را متقاعد كنيم به گرفتن سرم، ولي متاسفانه تيمي كه آنجا مستقر شده، تيمي است كه رفتاري بسيار غيرانساني دارد. در بيمارستان كه بودم واقعا بغض گلوي همه ما را گرفته بود و نزديك بود همانجا بزنيم زير گريه. من نمي دانم كدام قانوني است، كدام ايدئولوژي است كه به اين آقايان اجازه مي دهد با خانواده يك زنداني بيمار اينطور رفتار كنند. اگر آقاي گنجي قتل هم مرتكب شده باشد، اگر جاسوس هم باشد، طبق كدام قانون دارند با خانواده اش اينطور رفتار مي كنند؟ خانواده كدام زنداني اين همه بلا كشيده كه ما كشيديم؟ چرا اين بلاها را سر ما مي آورند؟ الان وضعيتي شده كه دستگاه امنيتي همه جمهوري اسلامي در مقابل دو دختر من و خود من ايستاده؟ من چه گناهي مرتكب شدم؟ اگر ما گناهي مرتكب شديم، بيايند ما را بگيرند ببرند بازداشت كنند راحتمان كنند. ما يك خانواده ايم، نگرانيم، من نگران همسرم، بچه ها نگران پدرشان هستند. اين حق طبيعي ما است كه از سرنوشت آقاي گنجي مطلع باشيم.

م . م: وعده اي براي ملاقات بعدي هم ندادند به شما؟

معصومه شفيعي: اصلا خودشان را به ما نشان نمي دهند. ما مي رويم بيمارستان، از همان جلوي درب حراست بيمارستان به آنها اطلاع مي دهيم، آنها به طبقه دوازدهم زنگ مي زنند و مي گويند منتظر شويد تا زنگ بزنيم، ولي ديگر زنگ هم نمي زنند. يعني اصلا ما با آن آقايان در ارتباط نيستيم، ما فقط از طريق حراست بيمارستان، آنها هم از طريق تلفن با آن آقايان در ارتباط هستند. در هر صورت وضعيت بسيار غيرانساني است. بسيار غير انساني است. من فقط همين را مي توانم بگويم.


هشت برنده جايزه نوبل خواهان آزادی گنجی شدند
 
هشت تن از برنده گان جايزه نوبل خواهان آزادی فوری و بدون قيد وشرط اکبر گنجي شدند. اين طومار به ابتکار شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل تهيه شده و تا کنون توسط اين هشت نفر امضا شده است. تلاش برای جمع آوری امضا‌های ديگر ادامه دارد.

گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند : "رهبران ايران بايد پيام اين هشت شخصت جهاني، تلاشگران صلح و دوستي و علم را مد نطر قرار دهند." از سوی ديگر گزارشگران بدون مرز از ديپلماتهای کشورهای مختلف جهان مستقر در تهران مي خواهد که برای ديدار اکبر گنجي به بالين وی در بيمارستان ميلاد بروند.

اکبر گنجي از پنج سال پيش زنداني ست و هم اکنون در اعتصاب غذا بسر مي برد. تا امروز دستگاه قضايي و دولت ايران در اين باره بي اعتنا بوده اند.

اگر جامعه جهاني در حمايت از اکبر گنجي که امروز پنجاه و چهارمين روز اعتصاب غذايش را پشت سر مي نهد، اقدامي نکند مرگ وی حتمي خواهد بود.

هشت برنده جايزه نوبل عبارتند از :

۱- شيرين عبادی برنده جايزه ی صلح نوبل ٢٠٠٣ – ايران
٢- جان هوم برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٩٨ – انگلستان
٣- جودی ويليام برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٩٧ – امريکا
٤- اسقف دزموند توتو برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٨٤ – افريقای جنوبي
٥- مئرياد کوريگان مگوئر برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٧٦ – ايرلند
٦- بتي ويليام برنده جايزه ی صلح نوبل ۱٩٧٦ – ايرلند
٧- موريس آلياس برنده جايزه ی نوبل علوم اقتصادی ۱٩٩٨ – فرانسه
٨- جرج شارپاک جايزه ی نوبل فيزيک ۱٩٩٢ – فرانسه

شيرين عبادی: نامه‌ بدون اطلاع من بوده است.

ايسنا: شيرين عبادي، امضاي طوماري توسط عده‌اي از برندگان صلح نوبل كه به پيشنهاد وي با عنوان حمايت از اكبرگنجي منتشر شده است را تكذيب كرد.
اين وكيل دادگستري در تماس با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: مساله‌اي كه عنوان شده براي بررسي وضعيت گنجي، تعدادي از برندگان جوايز صلح اقدام كرده‌اند، بدون اطلاع من بوده و تا اين لحظه من از اين مساله بي اطلاع بوده‌ام و مرتكب چنين عملي نيز نشده‌ام.
وي در عين حال اضافه كرد: به عنوان يكي از وكلاي گنجي تاكنون مكاتبات مختلفي با مسوولان قوه قضاييه ايران و نهادهاي بين‌المللي حقوق بشر در جهان و همچنين سازمان ملل متحد انجام داده‌ام و در راستاي وظيفه وكالتي‌ام يك لحظه از پاي ننشسته‌ام.
عبادي تصريح كرد: خبر مربوط به نامه‌اي كه به نام من از سوي برخي سايت‌ها منتشر شده، نامه‌اي است كه بدون اطلاع من تهيه و ارسال شده است.

توضيح گزارشگران بدون مرز

در تاريخ ۱٦ ژوئيه ٢٠٠٥ "جامعه بین المللی پژوهش‌های ایرانشناسی" طوماری را یه امضای بخشي از شخصيت های معتبر جهاني منتشر کرد. اين طومار با استقبال سازمانهای مدافع حقوق بشر مواجه گرديد و چنانکه رسم بر اين است هر سازمان خود جداگانه نيز در حمايت از اين طومار به جمع آوری امضا اقدام کرد. بخشي از اين برندگان جايزه صلح نوبل در اطلاعيه ديروز گزارشگران، پيش از اين نامشان در همان طومار درج شده بود.

گزارشگران بدون مرز نيز در ادامه تلاش های خود برای آزادی اکبر گنجي با تعدادی از شخصيت های بين المللي و از جمله برندگان جايزه نوبل تماس گرفت و موافقت آنها را برای حمايت از اکبر گنجي جلب کرد.

اولين سری اين امضاها که مختص به "برندگان جايزه نوبل" بود. با توجه به وضعيتي که اکبر گنجي در آن بسر مي برد ديروز آماده انتشار شد به همين مناسبت به پاس کوشش های خانم شيرين عبادی و اولين امضا کننده ی برنده ی جايزه نوبل در دفاع از اکبر گنجي، طبيعي بود آن را ابتکار ايشان بناميم.

در همين روز تلاش های ما برای دستيابي به خانم عبادی بي نتيجه ماند و در پي عدم امکان تماس با خانم عبادی با يکي از همکاران و نزديکان ايشان تماس گرفتيم و با طرح مشکل پيش آمده نظر ايشان را جويا شديم. ايشان انتشار اطلاعيه را بلامانع اعلام کردند. متاسفانه گويا بدليل مشکلاتي دوست ارجمند ما امکان تماس با خانم عبادی را پيدا نکرده بودند. و طبعا خانم عبادی از انتشار اين اطلاعيه بي اطلاع ماندند.

بنا بر تماس چند لحظه پيش گزارشگران بدون مرز با خانم عبادی و توضيح مشکل پيش آمده ايشان مراتب اعتماد و خود را به گزارشگران بدون مرز اعلام کردند. ايشان تاکيد کردند " اگر مي دانستم اين تلاش از سوی شماست بدون شک آن را تکذيب نمي کردم. ضمن آنکه در همان مصاحبه ها نيز تاکيد کردم که اين کار في نفسه حرکتي درست در اين شرايط است."

راست اين است که در شرايط استثنايي که همه ی مدافعان حقوق بشر و از جمله گزارشگران بدون مرز در تلاشي شبانه روزی برای نجات جان اکبر گنجي بسر مي برند. امکان بروز خطاهايي اينگونه هر چند اجتناب ناپذير اما فرصت به دست کساني مي دهد که مترصد بهانه ای برای نفي کارزار جهاني برای آزادی اين روزنامه نگار هستند.

گزارشگران بدون مرز تاکيد دارد که هشت برنده جايزه نوبل خواستار آزادی بدون قيد وشرط اکبر گنجي هستند. بخش های بعدی امضا کنند گان در روزهای آينده منتشر خواهد شد.

نهضت آزادی ایران: آزادي اكبر گنجي كمترين هزينه براي امنيت ملي

جمعه ۱۴ مرداد

• گروهي در نظر دارند با استفاده از فضاي فراهم شده پس از اجراي موفقيت آميز پروژه‌‌هاي انتخابات مجلس هفتم‌ و رياست جمهوري، در آستانه مراسم تحليف وآغاز به كار رئيس جديد جمهوري با ايجاد بحرانهاي تازه زمينه را براي استفاده از قوه قهريه، به عنوان تاكتيكي جديد در خدمت استراتژي "النصر بالرعب" خويش فراهم سازند
• نهضت آزادي ايران بار ديگر به اقتدارگرايان هشدار مي دهد كه تحليل و برداشت آنان از شرايط جهاني با واقعيت ها فاصله‌ي بسيار دارد
• برخلاف تصور بحران‌سازان، اين بحران فقط بعد داخلي نخواهد داشت تا بتوان آن را با برخوردهاي داخلي مهار كرد
• در صورتي كه ماجراي اكبر گنجي، فارغ از داوري درباره محتواي اظهارات و نوشته‌هاي وي، با مرگ او پايان يابد، تاييدكننده ادعاهاي گنجي و مسووليت آن بر عهده نهادهاي ذيربط در قوه قضاييه و مقام رهبري، به عنوان مسوول مستقيم اين قوه، خواهد بود
• گنجي از خوارج نيست و بر امام معصوم نشوريده است، شمشيري نيز برنكشيده و كسي را به شمشير كشيدن تشويق نكرده است. آيا در نظام علوي سزاي چنين فردي حبس و زنجير و مرگ است؟
• نهضت آزادي ايران، در شرايط خطير كشور به مقام رهبري توصيه مي كند كه با متوقف ساختن پروژه ماجراجويان و اتخاذ راهكاري مناسب، به پيروي از سيره علوي، از رخ دادن بحرانهاي غير قابل جبران براي ايران، اسلام و مقام رهبري، پيشگيري كنند.
• نهضت آزادي ايران، با احترام به حق دفاع مشروع آقاي گنجي و اعتراض به محروميت ايشان از حقوق مدني و قانوني، توجه ايشان را نيز به اين واقعيت جلب مي كند كه خشونت گرايان اميد به مرگ او بسته اند تا دنباله نقشه خودشان را پس از بحراني كه پديد خواهد آمد اجرا كنند. از اين رو به آقاي گنجي نيز مؤكداً توصيه مي كنيم كه با پايان دادن به اعتصاب غذا اين حربه را از دست آنان خارج سازد

واتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصه
شرايط براي كشورمان روز به روز بحراني‌تر مي شود و در ميان دهها مساله گوناگون، از انتخاباتي كه شائبه‌هاي فراواني در مورد چگونگي برگزاري آن وجود داشت تا اظهار نظرهاي نسنجيده و عملكردهاي نابخردانه در مورد مسائل مربوط به انرژي هسته‌اي، و در شرايطي كه ميهنمان بيش از هر زمان ديگر نيازمند آرامش و ثبات است، ناباورانه اين تحليل يا گمان تاييد مي‌شود كه گروهي در نظر دارند با استفاده از فضاي فراهم شده پس از اجراي موفقيت آميز پروژه‌‌هاي انتخابات مجلس هفتم‌ و رياست جمهوري، در آستانه مراسم تحليف وآغاز به كار رئيس جديد جمهوري با ايجاد بحرانهاي تازه زمينه را براي استفاده از قوه قهريه، به عنوان تاكتيكي جديد در خدمت استراتژي "النصر بالرعب" خويش فراهم سازند. رفتارهاي غيرقانوني، غيرعقلاني و نمايانگر لجبازي در پرونده اكبر گنجي، دستگيري وكيل پرونده قتلهاي زنجيره‌اي و عضو هيات مديره كانون وكلا و زمزمه‌هايي درباره بازداشت و برخورد با برخي ديگر از فعالان حقوق بشر و ترورمحكوم معاون دادستان تهران، قطعاتي از يك موزاييك هستند كه تكميل آن بزرگترين خطر را براي منافع وامنيت ملي و فرايند دموكراسي رقم خواهد زد.
نهضت آزادي ايران، همان گونه كه در بيانيه "تحليل پيامدهاي انتخابات رياست جمهوري" يادآور شد، بار ديگر به اقتدارگرايان هشدار مي دهد كه تحليل و برداشت آنان از شرايط جهاني با واقعيت ها فاصله‌ي بسيار دارد و بر خلاف نظركساني كه گمان مي كنند مرگ گنجي تنها منجر به چند تجمع و اعتراض داخلي خواهد شد، اين بار چشمهاي جهان به دلايل گوناگون به منطقه خاورميانه، بويژه ايران، دوخته شده است.
نهضت آزادي ايران،در راستاي انجام فريضه امر به معروف و نهي از منكر، مشفقانه به مقام رهبري ياد آور مي شود كه اظهار نظرهاي غير مسوولانه مبني بر اينكه شارع مقدس به ما اجازه دستيابي به بمب اتمي را مي‌دهد و ديگر اظهار نظرهاي تحريك آميز تداعي كننده بازگشت انديشه صدور انقلاب، همزمان با عملكرد بخشي از قوه قضائيه كه بي اعتنا به اصول اوليه حقوق بشر و ماجراجويانه، با محدوديت آفريني براي زندانيان عقيدتي و سياسي، بحران بين المللي براي ايران مي‌آفريند، اقدام گسترده تبليغاتي يك سازمان‌ غيررسمي و ناشناخته در جذب داوطلب براي عمليات به اصطلاح استشهادي و تحريكات، تشنجات و واكنش‌هاي نامناسب در كردستان كه موجب گسترش دامنه تشنجات در آن استان شده است، كشور عزيزمان را به سراشيبي غير قابل كنترل سوق مي‌دهد. برخلاف تصور بحران‌سازان، اين بحران فقط بعد داخلي نخواهد داشت تا بتوان آن را با برخوردهاي داخلي مهار كرد. امروز مساله حقوق بشر در جهان بسيار فراتر از دو واژه يا يك نمايش است و در وضعيتي كه بيگانگان منتظر فرصت براي تداوم و تكرار پروژه‌هاي افغانستان‌‌وعراق و دخالت در ايران هستند، ‌هيچ هديه اي براي آنان بهتر از نمايش چنين چهره خشن و بيرحمي در برابر ديدگان جهانيان از بنيادگرايي اسلامي و حاكمان نظام جمهوري اسلامي ايران نيست.
در صورتي كه ماجراي اكبر گنجي، فارغ از داوري درباره محتواي اظهارات و نوشته‌هاي وي، با مرگ او پايان يابد، تاييدكننده ادعاهاي گنجي و مسووليت آن بر عهده نهادهاي ذيربط در قوه قضاييه و مقام رهبري، به عنوان مسوول مستقيم اين قوه، خواهد بود .
امروزه در جهان به اندازه كافي متحجراني وجود دارند كه با حملات كور تروريستي، به نام اسلام، چهره نوراني اين دين رحماني را لكه‌دار كنند. اگر مدعي تداوم حكومت علوي هستيم بيش از ادعاي لفظي، نياز به التزام به سيره علوي در اعمال حاكميت داريم. علي (ع) خوارج را تا زماني كه دست به شمشير نبردند با ملايمت تحمل كرد. بنا بر نقلهاي مكرر در كتب سيره، بسيار رخ مي داد كه خوارج در مسجد كوفه در حضور جمع مردم به آن بزرگوار توهين مي كردند و امام علي (ع) فارغ از كينه توزي يا پرخاشجويي، به آرامي به آنان پاسخ مي گفت. گنجي از خوارج نيست و بر امام معصوم نشوريده است، شمشيري نيز برنكشيده و كسي را به شمشير كشيدن تشويق نكرده است. آيا در نظام علوي سزاي چنين فردي حبس و زنجير و مرگ است؟
نهضت آزادي ايران، در شرايط خطير كشور به مقام رهبري توصيه مي كند كه با متوقف ساختن پروژه ماجراجويان و اتخاذ راهكاري مناسب، به پيروي از سيره علوي، از رخ دادن بحرانهاي غير قابل جبران براي ايران، اسلام و مقام رهبري، پيشگيري كنند.
نهضت آزادي ايران، با احترام به حق دفاع مشروع آقاي گنجي و اعتراض به محروميت ايشان از حقوق مدني و قانوني، توجه ايشان را نيز به اين واقعيت جلب مي كند كه خشونت گرايان اميد به مرگ او بسته اند تا دنباله نقشه خودشان را پس از بحراني كه پديد خواهد آمد اجرا كنند. از اين رو به آقاي گنجي نيز مؤكداً توصيه مي كنيم كه با پايان دادن به اعتصاب غذا اين حربه را از دست آنان خارج سازد و به كلام الهي "انما يوّفی الصابرون اجرهم بغير حساب " گوش بسپارد.
نهضت آزادي ايران

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1384ساعت 23:47     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

كبر گنجي، گفت: از چهل و دو ساعت بيش تاكنون هيچ ملاقاتي با همسرم نداشته‌‏ام.
معصومه شفيعي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با ابراز نگراني شديد از وضعيت جسمي اكبر گنجي، گفت: با توجه به اين كه شرايط ملاقات عادي با گنجي فراهم نمي‌‏شود و مأموران دادستاني در زمان ملاقات در اتاق حضور دارند، به ملاقات همسرم نرفته‌‏ام و تا برقراري شرايط عادي نيز به ملاقات وي نخواهم رفت.
وي با اشاره به اين‌‏كه در شرايط اعتصاب غذا، فشار عصبي بدترين شرايط را براي اكبر گنجي فراهم مي‌‏كند، گفت: با وجود اينكه هيچ اطلاعي از وضعيت جسماني همسرم ندارم، اما ترجيح مي‌‏دهم كه در شرايط غيرعادي ملاقات، فشار عصبي را به اكبر گنجي منتقل نكنم.
در همين زمينه مسوولان بيمارستان ميلاد نيز در تماس خبرنگار "ايلنا"، وضعيت اكبر گنجي را از روز پنج شنبه تاكنون، متفاوت ندانستند و در مورد وضعيت جسمي وي، خبر جديدي ارايه نكردند.


مدير روابط عمومي بيمارستان ميلاد: گنجي با تيم پزشكي همكاري نمي‌كند

ايرنا: مدير روابط عمومي بيمارستان ميلاد تهران درباره آخرين وضعيت عمومي "اكبر گنجي"، گفت: گنجي در حال حاضر با تيم پزشكي هيچ گونه همكاري نمي‌كند.
"سيروس تابش"، چهارشنبه شب در گفت وگو با خبرنگار قضايي ايرنا، افزود: عدم همكاري گنجي با تيم پزشكي از امروز نسبت به روزهاي گذشته شدت بيشتري يافته است.
مدير روابط عمومي بيمارستان ميلاد تهران تصريح كرد: ادامه اين روند (عدم همكاري گنجي با تيم پزشكي) مخاطره انگيز است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 23:57     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

علی سجادی (رادیوفردا): نگرانی‌ها در باره وضع سلامتی اکبر گنجی در افکار عمومی در ایران و در سطح جهان، روز به روز افزایش می‌یابد و نهادها و مجامع بین‌المللی مدافع حقوق بشر و شخصیت‌های سیاسی فرهنگی و سیاسی در داخل و خارج از کشور، خواهان آزادی سریع اکبرگنجی شده‌اند. با این حال، مسئولان قضائی جمهوری اسلامی به این مسئله بی‌تفاوت هستند تا جائی که وضع نامناسب و حتی وخیم جسمانی او را انکار و این زندانی بیمار و خانواده او را از حقوق اولیه انسانی آنها، محروم کرده‌اند.
معصومه شفیعی، همسر اکبر گنجی، در مصاحبه با رادیوفردا از ملاقات کوتاه و دردناک خود با اکبر گنجی در بیمارستان میلاد سخن می‌گوید.

معصومه شفیعی (همسر اکبر گنجی، تهران): من امروز (دوشنبه 10 مرداد) رفتم برای ملاقات آقای گنجی از طریق بیمارستان مطلع شده‌ام که مدت 24 ساعت است که آقای گنجی سرم دریافت نکرده. پزشکان به من توصیه کرده بودند که ایشان را راضی بکنم برای دریافت سرم. بعد از اینکه شش ساعت ما را معطل کردند، بالاخره اجازه ملاقات دادند و دو دقیقه بیشتر از ملاقات نگذشته بود و من داشتم با آقای گنجی صحبت می‌کردم که راضی‌شان کنم که سرم دریافت کنند، یک مامور آمد تو و گفت من باید بنشیم و در حضور من صحبت کنید. آقای گنجی اعتراض کرد و من هم اعتراض کردم ولی آنها قبول نکردند. من هرچه اعتراض کردند آنها قبول نکردند. آقای گنجی بلند شد و گفت من اصلا ملاقات نمی‌کنم در چنین شرایطی. من که واقعا می‌خواستم ایشان را مجاب کنم برای دریافت سرم و سلامتی آقای گنجی برای من واجب بود، شروع کردم به اصرار کردم که خواهش می‌کنم بروید با مسئولتان صحبت کنید اجازه بدهید ما چند دقیقه باشیم بدون مامور من ایشان را راضی کنم. ولی هر می‌گفتم اینها قبول نمی‌کردند. آقای گنجی که بسیار عصبانی بود و به خاطر اینکه 24 ساعت بود سرم نگرفته بود، ضعف خیلی شدید داشت، خیلی واقعا ضعف ایشان شدید بود و همه پزشکان هم اظهار نگرانی می‌کردند، آمد از اطاق بیرون برای اعتراض و من خیلی ناراحت شده بود به آنها گفتم اقلا ایشان را به زندان برگردانید. شرایط زندان خیلی بهتر از اینجا بود. ما در زندان محدودیتی برای ملاقات نداشتیم. کسی نمی‌آمد بنشیند. ما به راحتی می‌توانستیم ملاقات کنیم. وکیل می‌توانست به راحتی ملاقات کند. ایشان هوا خوری دارد، از هوای آزاد می‌تواند استفاده کند. اما اینجا کاملا یک انفرادی برای او ساخته‌اید در یک فضای نامطلوب. آقای گنجی هم خیلی ناراحت بود و خود آقای گنجی هم موافق بود که برگردد زندان. آقای گنجی قصد داشت از اطاق برود بیرون، ولی مامورها ریختند و جلوی او را گرفتند و آقای گنجی پرت شد روی زمین و داد و بیداد، و دم‌پائی‌هاش یک طرف افتاد و آنها آمدند از این صحنه فیلمبرداری کردند. من که به شدت عصبی و ناراحت شده بودم. آقای گنجی قبلا به من اطلاع داد که از صبح اینها داشتند از قسمت‌های مختلف از حالت‌های مختلف آقای گنجی فیلمبرداری می‌کنند. اینها بلافاصله به جای اینکه آقای گنجی را از روی زمین بردارند و مواظب باشند ایشان زیر دست و پای مامورها آسیب نبیند، شروع کردند به فیلمبرداری. به شدت عصبانی و ناراحت بودم و گریه می‌کردم و فریاد می‌زدم که این کار را نکنند و آنها را به مقدسات‌شان، به شرف‌شان، به جان روساشان قسم می‌دادم که این کار را نکنند. اینها مشغول فیلم گرفتن بودند و ما را به زور از آن جا بیرون کردند و من نمی‌دانم الان آقای گنجی در چه وضعیتی است و قبل از این برخورد قبل از زد وخورد، آقای گنجی بسیار بی‌حال و بی‌رمق بود و الان نمی‌دانم در چه وضعی است. من بسیار نگران ایشان هستم. از صبح دارند آقای گنجی را تهدید می‌کنند که می‌بریمت توی یک زیرزمین و شکنجه‌ات می‌کنیم، به یک بیمارستان دیگر منتقل‌ات می‌کنیم. شرایط را برایت سخت‌تر می‌کنیم و دارند آن‌قدر با خشونت با این آدم 50 کیلوئی رفتار می‌کنند، آدم‌های هیکل‌دار ناجور. به او می‌گویند نمی‌گذاریم از چنگ ما راحت فرار کنی. خلاصه، از انواع و اقسام تهدیدات لفظی و بدنی استفاده می‌کنند. می‌خواهند روحیه ایشان را تضعیف بکنند. من نمی‌دانم در بیمارستان آیا از یک مریض فیلمبرداری می‌کنند؟ آیا در بیمارستان برای ملاقات با هر بیمار آیا برای هزارتا بیمار هزار تا محافظ می‌گذارند؟ چرا برای ما چنین کاری می‌کنند؟ مگر ما چیکار کرده‌ایم؟ مگر ما چه گناهی کرده‌ایم؟ مگر ما جاسوس هستیم؟ مگر ما چی هستیم (گریه می‌کند) چرا نباید ما را راحت بگذارند؟ به خدا من نگرانم! من چی بگم؟ من همه‌شان را به مقدسات قسم دادم. گفتم اگر به خدا ایمان داریم، اگر به نکیر و منکر در شب اول قبر ایمان دارید، اگر نکیر و منکر نیاید سراغ شما، من می‌آیم سراغ شما... من شب اول قبر سراغ تک تک شما می‌آیم و اگر قرار است شما را به بهشت ببرند، من اجازه نمی‌دهم این کار را بکنند؟ من باید جواب بچه‌هام را بدهم. گنجی مگر چه کار کرده؟ اختلاس کرده؟ به قرآن مجید، اگر گنجی آدم کشته بود این کار را باهاش نمی‌کردند؟ مگر پسر یکی از آقازاده‌ها نبود که آدم کشته بود؟ سی میلیون تومان دادند بعد از دو هفته از زندان آمد بیرون و الان دارد در ناز و نعمت زندگی می‌کند. مگر آن آقایان نبودند که اختلاس‌های میلیاردی کرده بودند؟ ولی آزادانه دارند می‌گردند. ماه‌ها در مرخصی به سر می‌برند. ماشین پژو در خود زندان زیرپاشان است. انواع واقسام حقوق‌ها در زندان دارند. انواع اقسام مواد غذائی و نوشیدنی‌های داخلی و خارجی دارند مصرف می‌کنند. کامپیوتر دارند. اطاق و سوئیت مبله دارند. ما اینها همه را می‌دانیم. چرا آقایان با ما اینجوری می‌کنند؟ من امیدوارم...

من اهل نفرین نیستم ولی من را به جائی رسانده‌اند که... اصلا در فرهنگ من نفرین جائی ندارد ولی من به جائی رسیده‌ام که برای آرامش درونی خودم به نفرین پناه آورده‌ام. امیدوارم که خدا همه‌شان را به زمین گرم بزند. من از هیچکدام‌شان نمی‌گذرم. من نمی‌دانم گنجی در چه حالی است. من اعلام خطر می‌کنم. من از هر کی که انسان و وجدان است و شرف دارد خواهش می‌کنم به فریاد ما برسد. من جواب بچه‌هام را چی بدهم؟ من بچه‌هام را مخصوصا نبردم حال پدرشان را نبینند. الان با چشم گریان بروم خانه بچه‌های من چه حالی پیدا می‌کنند؟ من مجبورم نروم خانه. چندساعتی بیرون باشم یک خورده حالم جا بیاید. من شرمنده‌ام که خیلی پرحرفی کردم. من را ببخشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 21:51     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

روزنامه‌نگاران خواهان پايان اعتصاب غذاي گنجي شدند

ايرنا: شماري از اهالي مطبوعات و فعالان سياسي روز سه‌شنبه در پايان اعتصاب غذاي نمادين در حمايت از اكبر گنجي از او خواستندكه براي حفظ جان‌خودبه اعتصاب غذاي پايان دهد.
شركت‌كنندگان دراين آيين كه درمحل انجمن صنفي روزنامه‌نگاران برگزار شد، در قطعنامه‌ي دو ماده‌اي اعلام كردند كه حاضران از گنجي مصرانه مي‌خواهند، با توجه به مخاطرات جاني شديدي كه براثر اعتصاب غذا وي را تهديد مي‌كند، ارزش جاني و بقاي خود را بر ديگر ملاحظات رجحان دهد.
اين قطعنامه مي‌افزايد: حاضران از مقامات ارشد كشورمي‌خواهند تابا درايت و استفاده از ظرفيت‌هاي قانوني موجود، امكان آزادي گنجي را در اسرع وقت فراهم نمايند.
تجمع روزنامه‌نگاران و فعالان سياسي كه از ساعت ‪ ۹‬صبح امروز با شركت بيش از ‪ ۳۰‬نفر آغاز شده، ساعت پنج بعد از ظهر پايان يافت.
در اين تجمع "محمد ملكي، حسن يوسفي اشكوري، ماشاء‌الله شمس‌الواعظين، عليرضارجايي،علي افشاري، عبدالله مومني، احمد زيد آبادي، احمد بورقاني، علي حكمت ، عيسي سحرخيز، حسين قاضيان ، محمدرضا زهدي ، رجبعلي مزروعي ،مصطفي تاج‌زاده، حميدرضا جلايي‌پور و خشايار ديهيمي شركت كردند.


اعتصاب غذای روزنامه‌نگاران درحمايت از گنجی

ايرنا: شماری از روزنامه‌نگاران و فعالان عرصه مطبوعات روز سه‌شنبه در حمايت از "اكبر گنجي" و آزادی بی‌قيد و شرط اين روزنامه‌نگار با تجمع درانجمن صنفی روزنامه‌نگاران ايران در يك حركت نمادين اعتصاب غذا كردند.
به گزارش روز سه‌شنبه خبرنگار گروه فرهنگی ايرنا، اين اعتصاب كه از ساعت ٩ ‬صبح امروز با شركت بيش از ٣٠ ‬نفر از روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی آغاز شده، تا ساعت پنج بعد از ظهر ادامه دارد.
اين اعتصاب غذا به صورت نمادين برگزار شده و شركت‌كنندگان در اعتصاب خواهان آزادی تمامی زندانيان سياسی از جمله اكبر گنجی هستند.
برپايه اين گزارش ، در اين تجمع شخصيت‌های سياسی و مطبوعاتی نظير"محمد ملكي، يوسفی اشكوري، ماشاء‌الله شمس‌الواعظين، عليرضا رجايي، علی افشاري، عبدالله مومني، احمدزيدآبادي، احمد بورقاني، علی حكمت ، عيسی سحرخيز، محمدرضا زهدی و رجبعلی مزروعی شركت كردند.
اكبر گنجی كه‌بيش از پنج سال در زندان بوده‌است هم‌اكنون به علت وخامت وضع جسمانی ناشی از حدود ٥٠ ‬روز اعتصاب غذا، در بيمارستان ميلاد تهران بستری است.

سخنان همسر اكبر گنجي در اعتصاب غذای روزنامه‌نگاران

ايلنا: تحصن يك‌‏روزه روزنامه‌‏نگاران همراه با اعتصاب غذا در اعتراض به وضعيت اكبر گنجي در انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، معصومه شفيعي؛ همسر اكبر گنجي در اين تحصن با اشاره به اعتصاب غذاي 54 روزه همسرش، گفت: در نامه‌‏اي به آيت‌‏الله هاشمي شاهرودي نوشته‌‏ايم، هر كسي كه ايشان به عنوان نماينده خود در پرونده معرفي كند، قبول داريم، به غير از دادستان تهران چرا كه وي به وعده‌‏هاي خود عمل نكرده است.
وي با رد ادعاي دادستاني تهران مبني بر عدم اعتصاب غذاي اكبر گنجي، تصريح كرد: تقاضاي ما اين است كه يك عكاس را براي انتقال واقعيت به مردم به بيمارستان بفرستند كه از وي عكس بگيرد.
شفيعي با تأكيد بر اين كه نامه‌‏هاي گنجي توسط خود وي نوشته شده است و از هوشياري كامل براي نوشتن نامه برخوردار است، گفت: پزشكان معتقدند كه همان ميزان سرم كه به ايشان وصل مي‌‏شود، كفايت مي‌‏كند تا از هوشياري كامل برخوردار شود.
وي تصريح كرد: با تيم پزشكي بيمارستان مشكلي نداريم و فقط مي‌‏خواهيم تيم دادستاني از بيمارستان برود و فشارها بر گنجي كاهش يابد.
وي با رد اخباري مبني بر ضرب و شتم گنجي در بيمارستان، گفت: گنجي به دليل ان كه اجازه تلفن زدن و ملاقات با وكلاي خود را ندارد، خواستار انتقال به زندان اوين شد كه اين مساله منجر به برخوردي با مأمورين گرديد.
همسر گنجي همچنين، گفت: تا زمان آخرين ملاقاتي كه با وي داشته است، روزنامه هاي شرق, كيهان و ايران در اختيار وي قرار مي‌‏گرفته است.
براساس اين گزارش؛ در اين تحصن عليرضا رجايي، خشايار ديهيمي، نعمت احمدي، مصطفي تاج‌‏زاده، احمد زيد‌‏آبادي, علي مزروعي, عيسي سحرخيز، ماشاالله شمس‌‏الواعظين, نوشين احمدي‌‏خراساني و جمعي از روزنامه‌‏نگاران حضور داشتند.
اين تحصن تا عصر امروز ادامه خواهد داشت.


همسر گنجي: طبق قانون، آزادي مشروط نياز به درخواست ندارد

ايرنا: "معصومه شفيعي" همسر اكبرگنجي گفت: آزادي مشروط نياز به درخواست ندارد، سازمان زندان‌ها بايد پيشنهاد بدهد و قاضي پرونده آن را امضا كند.
وي روز سه شنبه در جمع شماري از اهالي مطبوعات كه در حمايت از گنجي در حركتي نمادين در محل انجمن صنفي روزنامه نگاران دست به اعتصاب غذا زدند، افزود: طبق ماده ‪ ۳۸‬قانون مجازات اسلامي، رييس سازمان زندان‌ها مكلف است با توجه به گذشت مدت قانوني، نسبت به آزادي مشروط اقدام كند.
شفيعي با بيان اين كه وضعيت گنجي بسيار خطرناك است و دقيقه به‌دقيقه حال او بدتر مي‌شود، افزود: پزشكان گنجي مي‌گويند سرم‌هاي خوراكي به‌تنهايي كفايت نمي‌كند و گنجي بايد غذا بخورد.
شفيعي گفت: گنجي هم سرسخت است، بر سر حرف خودش ايستاده و به اعتصاب خود ادامه مي‌دهد.
وي افزود: طبق ماده ‪ ۲۹۱‬قانون مجازات اسلامي اگر بيماري زنداني صعب‌العلاج باشد، مي‌توانند به وي مرخصي بدهند و اين مرخصي محدوديتي ندارد.
معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران، درباره حل مشكل گنجي گفته‌است: تنها راه‌حل پرونده گنجي استفاده‌ازآزادي مشروط وطي مراحل قانوني‌است كه متاسفانه اين مددجو و وكلاي وي در اين راستا اقدامي نكرده‌اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 21:39     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

پس از عرض سلام حضور مراجع محترم شیعه،
ما ایرانیان، روحانیت شیعه را در کلیت خویش مظهر مبارزه با ظلم میدانسته ایم و ملجا مظلومین بشمار میآورده ایم. چنین برداشتی مثبت از لااقل بخشی از روحانیت شیعه تا قبل از استقرار نظام ولایت فقیه وجود داشته است. در تاریخ ما، سابقه نداشته است که همه آقایان نظاره گر و شاهد مرگ تدریجی فردی باشند که تنها جرم او دفاع از شرافت بشری باشد. جرم آقای گنجی اینست که مخالف آقای خامنه ای است. آیا مخالفت با آقای خامنه ای جزایش مرگ است؟ آیا در ام القرای شیعه کسی که از آقای خامنه ای انتقاد بکند باید این چنین به گوشه ای تاریک رانده شود و فراموش گردد؟ آیا اسلام شما نسبت به ظلم ظالم سکوت را ترویج مینماید؟ آیا آزادگی امامان شیعه که دائما آنرا به رخ همه میکشیم این چنین بوده است؟ آیا دستورات دینی شما، باعث سکوت و جبن شماست؟ آن حقوق بشر اسلامی که بنا بر بسیاری از ادعاها برتر از حقوق بشر غربی است همین است؟
آیا نسبت به ظلمی که در ام القرای شیعه د ر حق آقای گنجی و سایر زندانیان سیاسی روا داشته میشود عکس العملی نباید داشته باشید؟ آقایان توسلی، آملی، موسوی، طاهری و سایرین فقط وقتی که خودتان قربانی خشونت باشید باید از خباثت خنازیر سخن بگوئید؟ ما میگوئیم که آقای گنجی مخالف شماست و درست به دلیل اینکه او مخالف شماست از شما انتظار داریم که نسبت به ظلم و جوری که بر او روا داشته میشود اعتراض نمائید. شما که خود را منزه میدانید و مدعی هستید که تنها به فکر خود و خویشاوندان و دوستان و آشنایان و مریدان خویش نیستید، نسبت به بیدادی که در حق اکبر گنجی، این غیر خودی، میشود ساکت ننشینید. پس اگر مخالف شما را شکنجه کنند و زجر کش نمایند، شما نظاره گری بی تفاوت باقی میمانید؟
آقایان فقهای اسلام و علمای اعلام، ایات الله سیستانی، وحید، بهجت، صافی، مومن، شاهرودی، امینی، زنجانی، طاهری، فاضل، اردبیلی، صانعی و سایر آقایان اگر در این قضیه توجیهی برای سکوت خویش دارید بیان کنید تا رفتار شما را از روی جبن شما ندانیم و مردم آنرا به حساب مذهب شیعه واریز نکنند. آیا کسی این حق ابتدائی را دارد که هم مخالف آقایان حکومتی باشد و هم تحت شکنجه و آزار و اذیت و زورگوئی ولی فقیه و سایر مامورین حکومتی قرار نگیرد؟ اگرنسبت به این نامردمی ها و زورگوئی ها معترضید اعتراض خویش را به صراحت و روشنی بیان نمائید! آیا سکوت شما را به معنای تائید شما بدانیم؟ آیا رحمت و عدالت در مذهب اثنی عشری همین است که امروز در ام القرای شیعه برپاست؟ عدالت شیعی یعنی شاهد مرگ تدریجی اسرا و زندانیان سیاسی بودن و دم فرو بستن تا مبادا پس از این دیگری را جرات و شهامت پنجه زدن با سلطان جور باشد؟ اگر چنین است، که چنین مباد، بدانید و آگاه باشید که چنین رفتاری باعث شده تا در اذهان ملی، روحانیون به عنوان افرادی بی آزرم که خود را لخت و عور کرده و به نمایش عمومی گذاشته اند جلوه کنند. آیا وقت آن نرسیده است که با اعتراض به حکومتیان عورت ها را بپوشانید؟
آقایان فقهای اسلام و علمای اعلام در بلاد اسلامی و بالاخص در ایران تا دیر نشده است نسبت به رفتار غیر انسانی و مستبدانه آقای خامنه ای و عمله ایشان در مورد اسیری که مظلومانه درچنگال اهریمنی شان قرار دارد، اسیری که برای دفاع از کرامت بشری و برای سرفراز نمودن ایرانیان با مرگ دست و پنجه نرم میکند، اعتراض نمائید تا بدینوسیله لااقل نسبت به روشهای مستبدانه و شمر منشانه آقای خامنه ای تبری جوئید. به ایرانیان نشان دهید که چنین رفتارهائی مورد نفرت شماست و از آن شرم آگین هستید.

به امید موفقیت شما در زدودن غبار خشونت از مذهب شیعه
نهم امرداد هشتاد و چهار
دکتر سید کمال الدین نبوی
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 21:37     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

امروز: در پی اطلاعيه دادستانی تهران درباره وضعیت اکبر گنجی ، معصومه شفيعی ،همسر وی در نمابری به روزنت امروز به این اطلاعیه پاسخ داد.
متن کامل این نامه به شرح ذیل می‌باشد:

پيرو اطلاعيه سراسر كذب دادستانی تهران مندرج در روزنامه كيهان مورخ ٩/٥/٨٤ نكات زير اعلام می‌گردد:
١- آقای گنجی هيچگاه اعتصاب غذای خود را نشكسته است تا مجدداً آن را آغاز نمايد. ايشان از ٢٩/٢/٨٤ به مدت ١١ روز دست به اعتصاب غذا زد كه با مرخصی شكسته شد. پس از بازگشت به زندان از تاريخ ٢١/٣/٨٤ تاكنون – ١٠/٥/٨٤ – مدت ٥٢ روز است كه در اعتصاب غذاست و طی اين مدت وزن او از ٧٧ به ٥٠ كيلو گرم كاهش يافته است.
٢- دادستان تهران اعلام كرده آقای گنجی "از مواد غذايی و پروتئينی به صورت مايعات مغزی استفاده و حسب رژيم غذايی و درمانی پزشكان بيمارستان از سرم های غذايی مخصوص نيز استفاده می‌نمايد. كه هزينه هر يك از اين مواد ده ها برابر هزينه غذای معمولی است و قطعا انرژيی كه اين مواد به بدن می‌دهد نيز از مواد غذايی بيشتر است."
الف- اگر گنجی از انواع و اقسام مواد غذايی مقوی استفاده می‌نمايد پس چرا آقای مرتضوی هفته گذشته باآقای دكتر رمضان زاده – سخنگوی دولت- تماس گرفته و به او می‌گويد: "اگر می‌خواهی جان دوستت را نجات دهی به بيمارستان برو و گنجی را راضی كن كه اعتصاب غذای خود را بشكند" سپس آقای رمضان زاده را راهی بيمارستان می‌كند.
ب- چرا آقای مرتضوی در حضور گنجی ساعت ٢٢ چهارشنبه ٥/٥/٨٤ به آقای دكتر رمضان‌زاده می‌گويد: حال گنجی را ببين دكترها گفته‌اند او تا يكی دو روز آينده بيشتر زنده نيست. كله‌اش ديگر كار نمی كند او را مجبور كن دست از اعتصاب غذا بردارد.
ج- چرا پنج شنبه ٦/٥/٨٤ آقای مرتضوی از ساعت ٢١ تا ١ بامداد روز بعد بر بالين گنجی بود و دائماً گوشزد می‌كردند تا صبح حتما خواهی مُرد؟ همان شب بعد از ٦ ساعت انتظار در بيمارستان به من و فرزندانم فقط ٥ دقيقه اجازه ملاقات با گنجی را دادند وقتی گنجی از شدت ضعف، بی حال نقش زمين شد با گريه و خواهش ما او را به روی تخت منتقل و با اصرار من به وی سرم وصل كردند. و در حالی كه به شدت می‌لرزيد در گرمای مرداد ماه در اتاق در بسته و بدون كولر، ‌٢ پتو به رويش انداختند.
د- آقای گنجی روز جمعه پس از به هوش آمدن و كمی بهبودی دوباره از تزريق سرم خودداری كرد. آقای مرتضوی دوباره به آقای رمضان زاده متوسل شد تا با مراجعه به بيمارستان، گنجی را متقاعد به پذيرش سرم نمايد.
هـ - دادستانی تهران هر روز هزينه هنگفتی صرف غذا، ميوه و انواع و اقسام كمپوت و آب ميوه برای بيش از ٢٠ نفر تيم حفاظتی مستقر در طبقه ١٢ بيمارستان ميلاد می‌كند. ليست غذايی به نام گنجی صادر می‌شود. حال می‌خواهند تمام مواد غذايی را كه نيروهای اطلاعات موازی نوش جان می‌كنند به پای آقای گنجی بگذارند.
و- اگر حال گنجی خوب است و در اعتصاب غذا هم نيست، چرا اجازه نمی دهند كسی با او ديدار كند و حال و روز او را به اطلاع افكار عمومی برساند؟ چرا به خبرنگاران و عكاسان اجازه ملاقات با او را نمی دهند؟
ز- ما پيشنهاد می‌كنيم علاوه بر پزشكان بيمارستان، چند پزشك مستقل، بوسيله تجهيزات پزشكی دستگاه گوارش وی عكس بگيرند و بگويند آيا طی ٥٢ روز گذشته او غير از آب، چای و قند چيز ديگری خورده است؟
ح- غذا خوردن كه جای خود دارد، آقايان دائما گنجی را تهديد می‌كنند اگر اجازه ندهی سرم به تو وصل شود از ديدار با خانواده ات محروم خواهی شد؛ به بيمارستانی نامعلوم منتقل می‌شوی؛ تو را بيهوش كرده و از طريق لوله ای از راه بينی مواد غذايی به تو خواهيم رساند؛ مرتضوی در حضور من و آقای گنجی به پزشكان گفت: "مثل ديوانه ها او را به تخت ببنديد و به زور به او سرم تزريق كنيد."
٣- وكيل مشكوك مرتبط با بيگانگان كه گنجی را تحريك به ادامه اعتصاب غذا می‌كند كيست؟ اگر منظور خانم شيرين عبادی است ، ايشان طی چند ماه گذشته حتی يك ملاقات يك دقيقه‌ای با آقای گنجی نداشته اند. تنها وكيلی كه با آقای گنجی ملاقات داشته آقای دكتر يوسف مولايی است كه آخرين ملاقات آنها به حدود ٤٥ روز پيش بر می‌گردد.
٤- اولين بار روزنامه كيهان اين پروژه را كليد زد كه يكی از نزديكان گنجی او را تحريك به اعتصاب غذا می‌كند. اطلاعيه دادستانی هم همين ادعا را تكرار و تهديد به ممانعت از ملاقات وی با گنجی كرده است.
چرا به صراحت از اين فرد نام برده نمی شود؟ در اين مدت با هزار زحمت و كلی نزاع فقط همسر، فرزندان، برادران و يكی دو مورد مادر و خواهر آقای گنجی با وی ديدار داشته‌اند. اگر اصرار و گريه‌های آنها نبود، آقای گنجی زير بار همان چند نوبت سرم هم نمی رفت.
ما اگر نگران جان گنجی نبوديم، شما را با او تنها می‌گذاشتيم تا ببينيم حريف او می‌شويد يا نه؟ مدارای او در چند سال گذشته فقط در اثر فشارهای خانواده و دوستان بود. آقای دكتر يدالله اسلامی نيز به خواهش مرتضوی چندين بار گنجی را ملاقات كرد تا او را راضی به شكستن اعتصاب غذا كند. ما از آقايان دكتر رمضان زاده و دكتر اسلامی عاجزانه درخواست می‌كنيم مشاهدات خود و آنچه گذشته است را به اطلاع مردم برسانند وگرنه در پيشگاه خدا مسئول خواهند بود.
٥- آقای گنجی معتقد است به دليل عقايدش و بيان آنها زندانی شده و حكم وی غيرقانونی و ناعادلانه است. اعتصاب غذای نامحدود وی تا آزادی بدون قيد و شرط ادامه دارد. آقای گنجي، خانواده‌اش و وكلای ايشان- خانم عبادی و آقای مولايی - به هيچ وجه درخواست عفو يا آزادی مشروط نداده و نخواهند داد.

معصومه شفيعی
همسر اكبر گنجی
١٠/مرداد/٨٤


فراخوان برای کمک جامعه پزشکی به اکبر گنجی

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
سلامت همه آفاق در سلامت توست
یه هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

دکتر حسام فیروزی پزشک فعال در زمینه حقوق بشر در تهران از همه پزشکان آزادیخواه ایران خواست نسبت به مسئله گنجی بی تفاوت نباشند و رسالت حرفه ای و انسانی خود را در این مورد ایفا کنند. دکتر فیروزی با اشاره به مفادی از سوگند حرفه ای پزشکی که همه پزشکان به آن قسم یاد کرده اند و در آن آمده است:
"از ذات مقدس احدیت استمداد می جویم تا در انجام این وظیفه حساس (حرفه پزشکی) لحظه ای کوتاهی ننمایم و در معالجه و راهنمایی بیماران آنطور که شایسته حرفه مقدس پزشکیست و مقام مهم انسانیت است سعی و تلاش نمایم .... و از آلودن آن به اغراض ناچیز و تاپایدار مادی اجتناب نمایم" از همه اعضای جامعه شریف پزشکی ایران خواست با موضع گیری نسبت به نحوه برخورد با اکبر گنجی که اکنون در بیمارستان میلاد بستری است اجازه ندهند تا به نام درمان گنجی و با سوق دادن وی به سمت مرگ تدریجی و یا عارضه جدی جسمانی و ذهنی این موضوع را به پای سهل انگاری تیم معالجه کننده پزشکی گنجی بنویسند.

دکتر فیروزی با استناد به عکس های منتشره از گنجی در مرحل مختلف (پیش از بازگشت به زندان، 26 روز پس از آغاز اعتصاب غذا و 46 روز پس از آغاز اعتصاب غذا) گفت:کاهش وزن بیش از 27 کیلوگرم در عرض مدتی کمتر از 2 ماه بی شک صدمات جبران نا پذیری را به توان جسمی و ذهنی گنجی وارد خواهد کرد.وی افزود در صورت ادامه روند کنونی احتمال بروز صدمات جدی به قوای ذهنی و آسیب برگشت ناپذیر مغزی برای آقای گنجی وجود دارد که در روند زندگی ایشان خلل جبران ناپذیری وارد خواهد کرد.

این پزشک فعال در زمینه حقوق بشر اضافه کرد: بیمارستان و مراکز پزشکی حتی در شرایط جنگی هم جزو مناطق امن محسوب می شوند که در آنها حفظ جان و سلامت بیماران در اولویت نخست قرار دارد و این موضوع که بیمارستان ها نباید تحت فشارهای سیاسی، امنیتی و نظامی قرار بگیرند و کسی حق ندارد پزشکان را در اخذ تصمیمات حرفه ایشان برای نجان جان یک انسان تحت فشار و محدودیت قرار دهد در سراسر جهان امری پذیرفته شده است. لذا از اعضای جامعه پزشکی و همکاران محترم خود می خواهم تا اجازه ندهند حریم امن و استقلال بیمارستان ها خدشه دار شود.وی در ادامه افزود: طبق منشور حقوق بیمار حداقل حقوق بیمار و خانواده اش این است که پزشک معالج و امین و نیز بیمارستان محل مداوای خود را ، خود انتخاب نمایند .

این در حالیست که آقای گنجی عملا در طبقه 12 بیمارستان میلاد تحت بازداشت قرار دارد و امکان دسترسی پزشکان معتمد به وی وجود ندارد و هرگونه معالجات پزشکی برای حفظ جان وی تحت نظارت مستقیم نهادهای قضایی امکان پذیر است که این روند در تناقض با حقوق پزشکی ایشان بوده و بارها مورد اعتراض شدید آقای گنجی و خانواده محترم ایشان قرار گرفته است اما متاسفانه همچنان ادامه دارد.

دکتر فیروزی در پایان از همه پزشکان ایرانی و تمامی نهادهای مدنی پزشکی در خواست کرد تا بدون درنظر گرفتن مسائل سیاسی و حاشیه ای پرونده گنجی با عکس العمل هماهنگ و به موقع خویش اجازه ندهند حیات یک انسان که به راحتی قابل حفظ و بازگشت به زندگی عادی و سالم می باشد به دلیل سهل انگاری و بی تفاوتی ما با خطر جدی مواجه گردد.
وی با اعلام اینکه دست تمامی همکاران آزاده ای که می خواهند در این عمل انسانی شرافتمندانه و منطبق بر اصول حرفه پزشکی شرکت کنند می فشاریم از تمامی پزشکان ایرانی خواست تا با فرستادن e-mail به آدرس:
drfirozi@yahoo.comآمادگی خود را برای برخورداری اکبر گنجی از حقوق پزشکی و درمانی اش اعلام کنند.

گفتنیست در پی بستری شدن اکبر گنجی در طبقه 12 بیمارستان میلاد به دستور سعید مرتضوی که در پی وخیم شدن حال گنجی صورت گرفته است،بیمارستان میلاد عملا در کنترل نیروهای امنیتی درآمده و تیم پزشکی بیمارستان نیز تهدید شده اند که از هرگونه خبررسانی در مورد وضعیت سلامتی گنجی خودداری کنند.از سوی دیگر در شرایطی که گنجی با گذشت بیش از 50 رو از اعتصاب غذای خود در شرایطی بحرانی به سر می برد و هر آن احتمال بروز حادثه ای جدی برای سلامتی وی وجود دارد مرتضوی به اصرار از تیم پزشکی بیمارستان میلاد می خواهد که با تزریق داروی بیهوشی وی را آماده عمل جراحی زانو کنند که پزشکان با اعلام اینکه در شرایط فعلی تزریق داروی بیهوشی به گنجی در حکم قتل عمد گنجی است و علاوه بر این عمل زانو به هیچ وجه از نظر پزشکی یک فوریت محسوب نمی گردد از انجام این کار ابا کرده اند.دادستانی تهران بدین نیز اکتفا نکرده و به نام پزشکان بیمارستان اقدام به انجام مصاحبه و صدور بیانیه های مجعول در رابطه با سلامتی گنجی نموده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مرداد 1384ساعت 0:57     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin


31072005-ff-04.jpg

31072005-ff-05.jpg

31072005-ff-06.jpg

31072005-ff-03.jpg


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1384ساعت 12:47     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

امروز: در آستانه پنجاه و دومین روز اعتصاب غذای اکبرگنجی همسر وی اعلام کرد که با نا امیدی از رسیدگی مراجع داخلی به مساله اکبر گنجی و به ناچار در برابر سازمان ملل به تحصن خواهد نشست.
به گزارش خبرنگار امروز معصومه شفيعی اعلام کرد: با توجه به وخامت حال آقای اكبر گنجی و با توجه به اينكه تاكنون تمامی تلاشهای ما از مجاری قانونی جهت آزادی وی در چارچوب قوانين موجود با مخالفت مسئولان حكومت روبرو شده است، لذا اينجانب از سر ناچاری به نمايندگی از خانواده ايشان برای روز چهارشنبه ١٢/٥/١٣٨٤ ساعت ٣٠/٩ صبح جلوی دفتر نمايندگی سازمان ملل در تهران اعلام تحصن می‌كنم. خواست ما، آزادی فوری گنجی و جلوگيری از مرگ وی است. از تمام آزاديخواهان و كسانی كه قلبشان برای انسانيت، آزادی، دموكراسی و حقوق بشر می‌تپد دعوت می‌كنيم با حضور گرم خود، ما را جهت حفظ زندگی عزيز دربندمان ياری كنند.


آخرین گزارش از وضعیت گنجی

امروز: در پي انتشار شايعاتي مبني بر مرگ اكبر گنجي در اثر اعتصاب غذا، عيسي سحرخيز عضو تيم سه نفره مذاكره كننده با دادستاني تهران به خبرنگار امروز گفت: ما نمي‌توانيم فوت آقاي گنجي در بيمارستان ميلاد را تاييد كنيم، در عين حال بحراني بودن وضعيت آقاي گنجي به اينگونه شايعات دامن مي زند.
اين فعال سياسي با اشاره به آخرين ديدار معصومه شفيعي همسر گنجي در ساعت20 شنبه شب با وي به نقل از شفيعي گفت: در ديدار ديشب كماكان حال گنجي مناسب نبوده و از خوردن غذا اجتناب مي‌ورزیده و اجازه وصل سرم را نيز نمي داده است.
سحرخيز در ادامه افزود: در ديدار جمعه شب همسر و دختران گنجي با اكبر گنجي، وی در واكنش به خواهش، تمنا و گريه‌ آنها حاضر به دريافت سرم گرديد، اما پس از چندي و با توجه به برخوردهاي دادستاني تهران با خانواده وي و عدم اجازه ملاقات به وی دوباره سرم را قطع كرد.
سحرخيز با نگراني از قطع و وصل هاي مداوم سرم گنجي، تاكيد كرد: پزشكان اين روند را بسيار خطرناك ارزيابي مي‌كنند و معتقدند با توجه به حاد بودن ميزان الكتروليت هاي بدن گنجی و به ويژه كاهش ميزان پتاسيم به پايين ترين حد ممكن حياتي هر لحظه امكان اختلال در اعضاي حساس و حياتي او بالا رفته و هر لحظه ممكن است فاجعه غيرقابل بازگشتي اتفاق بيافتد.
اين روزنامه نگار در ادامه گفت: با توجه به جميع مسائل كسي نمي تواند در شرايط فعلي شايعه فوت گنجي را تاييد كند هر چند كه ما دليلي بر اين امر نيز نداريم.
وي در پايان اعلام کرد: در حال حاضر در تلاش هستيم كه با پزشكان معالج گنجي و بيمارستان ميلاد تماس گرفته و در اين زمينه حقيقت را جويا شويم. همچنين خانواده گنجي تصميم دارند امشب به بيمارستان ميلاد مراجعه كرده و با گنجي ملاقات كنند.
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 19:42     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

گردهمایی برای آزادی اکبر گنجی- سایت کسوف

سعادت آباد - منزل اکبر گنجی....

از حدود ساعت 8 شب به دعوت تحکیم وحدت تعدادی از دانشجویان جلوی در منزل گنجی نماز می خوانند و شمع روشن می کنند. بر تعداد افراد افزوده می شود تا حدود ساعت 9 شب که با خواندن شعری از احمد شاملو حالت رسمی تری به برنامه داده می شود.

سیمین بهبهانی و دیگران شعر می خوانند. ساز می زنند. آواز می خوانند... همه با هم... مرغ سحر ناله سر کن، داغ مرا تازه تر کن...

دوباره شعر می خوانند و سخنرانی می کنند... (عکس می گرفتم و دقیق در مورد صحبت ها نمی توانم توضیحی بدهم.)

این بار اما جمع سپیده شجریان را زمزمه می کند و می خواند... ایران ای سرای امید... به یاد ندارم که در تجمعات ديگر این چنین آهنگین بخوانند!

در عکس ها:
عباس امیر انتظام و همسرشان، محمد ملکی، علی اکبر موسوی خوئینی، سید علی صالحی، فریبرز رئیس دانا، سیمین بهبهانی، سعید حجاریان و در آخر معصومه شفیعی همسر آقای اکبر گنجی هستند... که من می شناسم...

ديگرانی هم که دیدم و در این عکس ها نیستند:
محمد بسته نگار، علی افشاری، رجبعلی مزروعی، مرضیه مرتاضی لنگرودی، فاطمه حقیقت جو، فریبا داودی مهاجر و...
بسیاری بودند... از دانشجویان و فعالین تحکیم وحدت، روزنامه نگاران و دیگران... که من اسامی اشان را دقیق نمی دانم...

تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی تجمع برای آزادی اکبر گنجی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 19:41     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

براي آزادي اکبر گنجي و خواندن سرود آزادي در منزل او جمع مي شويم تا از ايستادگي او تقدير کنيم. بر پايمردي اش درود بفرستيم و پايداري اش را پاس بداريم. با پاسداشت و تقدير 50 امين روز مقاومت گنجي در برابر ظلم و استبداد و با برگزاري مراسم شب شعر و روشن کردن شمع در منزل وي، حمايت خود را از گنجي اعلام مي کنيم.
از همه آزاديخواهان دعوت مي کنيم با حضور خود و حمايت از گنجي، نگذارند شمع آزادي خاموش شود.
مکان: سعادت آباد- علامه جنوبي- کوچه حق طلب( نوزدهم)- پلاک 23- منزل اکبر گنجي
زمان: شنبه- 8 مرداد ماه 1384- ساعت 8 شب



رضا دلبري: نبايد بگذاريم چکاوک آزادي به ققنوس آزادي تبديل شود
در همين رابطه رضا دلبري عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت گفت: حمايت از اکبر گنجي وظيفه انساني و اخلاقي همه آزاديخواهان است و اگر خداي نخواسته براي اکبر گنجي اتفاقي بيافتد، همه نيروهاي آزاد انديش جامعه مدني از اين پرسش اخلاقي و وجداني درونشان که براي گنجي چه کردي؟ در امان نخواهند بود.
دلبري درباره راه حل مساله گنجي گفت: گنجي امروز به نمادي براي مقاومت، صلابت و صداقت، آزادي و عدالت در برابر ظلم و جور استبداد تبديل شده است. مساله گنجي مساله همه آزاديخواهان اين مرز و بوم است. نبايد اجازه بدهيم که براي گنجي اتفاقي بيافتد. در شرايط فعلي تنها راه حل نه فشار بر اکبر گنجي که فشار بر حاکميت براي اتخاد تصميمي عقلاني در خصوص وي است. نبايد بگذاريم چکاوکي که سرود آزادي مي خواند به ققنوس آزادي تبديل شود. سلامتي و آزادي او مهمترين خواسته ما از حاکميت است.
عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت افزود: گنجي با مقاومت وصف ناپذيرش اميد آفريني کرده است. نبايد شمع اميد خاموش شود. در همين راستا با برگزاري برنامه هاي مدني متنوع از تمام توانمان براي دفاع از اکبر گنجي استفاده مي کنيم. و از همه آزاديخواهان ايران مي خواهيم با حضور در مراسم شب شعر پاسداشت پاداري گنجي، نگذارند که شمع آزادي خاموش شود.
دلبري در پايان خاطر نشان کرد: اين آخرين اقدام براي آزادي گنجي نيست و در صورتي که اکبر گنجي آزاد نشود دفتر تحکيم فعاليت هاي مدني مسالمت آميز ديگري را تدارک ديده است که به اجرا در خواهد آمد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 14:36     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

«پزشكان معالج گنجی، با وخيم توصيف كردن وضعيت جسمی او عنوان كردند بايد هر چه زودتر پزشكان اقدامات درمانی را بر روی وی انجام دهند.»
معصومه شفيعی، همسر اكبر گنجی با بيان اين مطلب، در تشريح آخرين وضعيت جسمانی همسرش به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: ديروز عصر برای ملاقات گنجی به بيمارستان مراجعه كرديم تا بالاخره در ساعت ١٢ شب به مدت ٥ دقيقه به ما وقت ملاقات دادند.
وی ادامه داد: وخامت حال گنجی در اين ٥ دقيقه به وضوح قابل مشاهده بود. وی حتی نمی‌توانست چشم‌هايش را باز نگاه دارد و هنگام خداحافظی و ترك اتاق از جانب ما از حال رفت كه بعد از سر و صدای بچه‌ها كه همراه من برای ملاقات به بيمارستان آمده بودند، مأموران آنها را بيرون كرده و گفتم با اجازه من به گنجی سرم وصل شود تا او زنده بماند.
همسر گنجی كه به‌واسطه‌ی وخامت حال جسمانی همسرش به شدت متأثر بود و به سختی صحبت می‌كرد، با بيان اين احتمال كه با وضعيت موجود، ممكن است گنجی آخرين روزهای عمرش را سپری كند، گفت: دادستان تهران نيز كه ديشب در بيمارستان ميلاد بود، قبل از ملاقات ٥ دقيقه‌ای با گنجی، به من گفت به گفته‌ی پزشكان، گنجی تا صبح زنده نمی‌ماند؛ بايد هر كاری را كه امكان دارد همين الان انجام دهيم.
وی با اعلام اين‌كه پزشكان نيز حال گنجی را بسيار وخيم توصيف می‌كنند، ابراز عقيده كرد: به عقيده‌ی ‌من زمانی كه تيم دادستانی در بيمارستان ميلاد حضور دارد، پزشكان نمی‌توانند كاری را در جهت بهبود وضعيت سلامت گنجی انجام دهند.
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1384ساعت 18:29     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

به نام خدا
خُنک آن قمار بازی که بباخت هرچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

استاد ارجمند جناب آقای دکتر عبدالکریم سروش
نامه‌ی پر مهر و محبت مورخ ٢١/٤/٨٤ جنابعالی را دریافت نمودم. استاد عزیز شاگرد کوچک خود را مورد تفقد قرار داده و از سر کرامت، اوصافی برای او به کار برده که مطلقاً لایق آن نبوده و نیست. داستان روابط من و شما به ابتدای انقلاب باز می‌گردد. کلاس‌های کلیات فلسفه، فلسفه‌ی علم، فلسفه‌ی اخلاق، مبدأ و معاد، حرکت جوهری و جلسات خصوصی دونفره‌ای که طی آنها پرسش‌های بی‌شمار خود را مطرح و شما بزرگوارانه بدان‌ها پاسخ می‌گفتید و من از خرمن شما خوشه‌های دانش می‌چیدم. از سال ١٣٥٨ ما بین ما دوستی آغاز شد که هیچگاه پایان نیافت ما همیشه از شما چیزهای تازه می‌آموختیم. انصاف آن است که شما حق بزرگی برگردن نسل ما دارید و ما از طریق شما و به وسیله‌ی شما با مدرنیته و روایت‌های مختلف از دین و انسان محق آشنا شدیم. با شما به دنیاهای جدیدی گام نهادیم و چشمان ما را شستید تا طور دیگری ببینیم. مسئله، فقط مسئله‌ی فلسفه‌ی تحلیلی و عقلانیت انتقادی نبود. با مولوی و حافظ آتشی در وجود ما روشن کردید که هیچگاه خاموش نخواهد شد. مگر می‌توان با تجربه‌ی عاشقانه‌ی مولوی آشنا شد و از قشریت عوام‌فریبان نگریخت؟ حافظی که زهد ریایی مشایخ شد و سالوس آنها را به نقد می‌کشید، هشدارمان می‌دهد.
نشان اهل خدا عاشقی است با خود دار
که در مشایخ شهر این نشان نمی‌بینم
او به ما خبر می‌داد که واعظان «چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند» و چون به روز داوری باور ندارند، در کار داور، قلب و دغل می‌کنند. زیر خرقه‌ی زنار پنهان می‌کنند و گشودن در خانه‌ی تزویر و ریا کار آنهاست. در عین آلودگی‌های فراوان، دعوی بی‌گناهی می‌کنند. خدمت دیگرشان، حمایت از خون‌ریزان است. با این که هیچ نمی‌دانند، دعوی رازدانی می‌کنند. پیمان شکنند. نقد حافظ از جامعه‌ی دینی و آفات آن پایان ناپذیر است ولی نقد حافظ باید تکمیل شود. حافظ هیچ تجربه و اطلاعی از جوامع توتالیتر و جنبش‌های فاشیستی نداشت. چون نظامات فاشیستی بعدها به وجود آمدند. نظام توتالیتر و نظام سرکوب، رعب و وحشت است. جامعه‌ی تک صدایی است که در آن فقط صدای رهبر شنیده می‌شود، جایی که جامعه‌ی مدنی کاملاً سرکوب می‌شود و حوزه‌ی خصوصی به رسمیت شناخته نمی‌شود، رهبر به مقام خدایی می‌رسد و آن بیچاره‌ی خود هراس و دیگر هراس باید توسط مردم ترسیده شود. رهبر خودکامه همه را به شکل دشمن می‌بیند. دوستان دیروز، دشمنان فردای اویند. حتی مرگ رقبا خیال او را راحت نمی‌کند، باید خاطره و نام آنها از تاریخ و خاطره‌ها حذف شود. مردم به هر جا می‌روند و به هر کجا نگاه می‌کنند، باید او را ببینند. ما با سودا و تمنای ایجادِ چنان نظامی روبرو هستیم. کوشش‌ها و همت ما مصروف و معطوف به این مقصد است. اگر حافظ در میان ما نیست که با شعر خود این تمنا را نقد کند بانوی غزل ایران (سیمین بهبهانی) و دیگران باید این سودا را به تصویر کشند و بی‌رحمانه آن را نقد نمایند. سلاخی روشنفکران و دگراندیشان، بستن مطبوعات و حبس روزنامه‌نگاران، ضرب و شتم اساتید و حمله‌ی وحشیانه به دانشگاه، مضروب کردن اجتماع کنندگان دموکراسی‌خواه با باتوم و پنجه بوکس؛ تمنا و آرزوی صرف نبوده. اینها مصادیق عینی آن تمنایند که نهایت آن فاشیسم است. اینها بخشی از مرده ریگ نازیسم‌اند که به فاشیت‌های ایرانی به ارث رسیده است. حبس دگراندیشان در سلول‌های انفرادی و شکنجه‌ی آنها برای توبه نامه نویسی و اقرار به جرایم ناکرده، دقیقاً از استالین تقلید شده. استالینیسم یعنی سلول انفرادی، یعنی خود تخریب گری برای خوشایند رهبر.
دوست عزیزم دکتر حسین قاضیان تنها بخش کوچکی از ماجرای کثیف پرونده‌ی نظرسنجی و کثافت کاری سعید مرتضوی برای خوشایند رهبر را بر ملا کرد. اگر عباس عبدی روزی به سخن درآید و بخش‌های دیگری از این پرونده را برملا کند، رذالت و پستی انجام شده افشا خواهد شد. باید دیگرانی بگویند که چگونه شکنجه می‌شدند تا اعتراف کنند با فلان زن همسردار رابطه‌ی نامشروع داشته‌اند. آری، آقای خامنه‌ای از همه‌ی اینها اطلاع داشت و دارد. به قول آقای خمینی اگر شاه اطلاع ندارد، شاه نیست و اگر اطلاع دارد، در جنایت شریک است. آری چون آقای خامنه‌ای رسانه‌ها را پایگاه دشمنی می‌دانست و روشنفکران را عاملان شبیخون فرهنگی دشمن، برخی از آنها سلاخی و ترور شدند، برخی زندانی، تعدادی شکنجه، برخی در میادین مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و برخی دیگر حذف شدند. قرار بود از این طریق نه تنها نظرات آقای خامنه‌ای اثبات شوند بلکه می‌بایست دشمنان خیالی، محصول ذهن آقا نابود شوند.
حتماً به یاد می‌آورید که چه غوغایی برپا شد که جاسوسی بزرگی (پرونده‌ی نظرسنجی) کشف شده است. اما عباس عبدی اینک در دیوان عالی کشور تبرئه می‌شود و حسین قاضیان نیز بخشی از ماجرا را بر ملا می‌کند. مرتضوی از طریق شکنجه و جعل اسناد جاسوس درست کرد، چون آقای خامنه‌ای دوست داشت که در میان اصلاح طلبان جاسوس وجود داشته باشد. روشنفکران را کشتند چون آقای خامنه‌ای آنها را دشمن تلقی می‌کرد.

استاد عزیز
حتماً به یاد می‌آورید که آقا، فاشیست‌های چماقدار را فرستاد تا در دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران با مشت و لگد و میز و صندلی به جان شما بیافتند و اگر آن روز من و رضا تهرانی شما را در بر نگرفته بودیم و بخشی از کتک‌ها را نخورده بودیم و شما به دست آنها می‌افتادید، امروز شما وضع دیگری داشتید. حتماً به یاد می‌آورید که یکی از سر دسته‌های واقعه‌ی آن روز، اینک به تئوریسین شبکه‌ی اول سیما تبدیل شده و هفته‌ای چند بار برای فاشیست‌ها در سیما فلسفه‌بافی می‌کند و دن کیشوت‌وار به جنگ دنیای جدید می‌رود. تئوریسین خشونت و مدافع برده‌داری، دشمن شما و دکتر شریعتی؛ در روزهای اول انقلاب فردی را می‌فرستد تا برایش دو سیر پنیر بخرد. وقتی آن فرد با سه سیر پنیر بازمی‌گردد، آقا با آن فرد بسیار دعوا می‌کند که من خرج زندگی تا آخر ماه را ندارم، آن وقت تو به جای دو سیر، سه سیر پنیر می‌خری؟ اینک دو فرزند تئوریسین خشونت میلیاردر شده‌اند و خود این شخص حواله‌ی هفت میلیارد تومانی شکر را می‌گیرد و در بازار آزاد با چند میلیارد سود به فروش می‌رساند. می‌دانید که در شهر قم چه دم و دستگاهی به راه انداخته است. همه‌ی اینها از ثمرات حمله به شما و دیگر دگراندیشان و دفاع از خشونت و ترور بدست آمده است. فکر می‌کنید بی‌جهت او را جانشین علامه طباطبایی و مطهری خطاب کردند. این یکی از موارد مبارزه با فساد اقتصادی رژیم است. یعنی شعار عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد اقتصادی سردادن و جیب عمله‌ی ظلم و استعمار را پر کردن، دکتر سروش را از شغل محروم کردن و به جاهلانِ دِه شغل دادن.

استاد گرامی
ما برای آزادی بیان، دموکراسی و حقوق بشر مبارزه می‌کردیم، در حالی که دگراندیشان در این کشور از حق حیات محروم بودند. وقتی ماشین ترور در داخل و خارج از کشور برای حذف مخالفان به کار افتاد دیگر حد یقفی برای خود در نظر نمی‌گرفت، هر دگر اندیشی باید از عرصه‌ی حیات حذف می‌شد.
برای من بسیار شگفت انگیز است که آقای خامنه‌ای از ایران به عنوان دموکرات‌ترین و آزادترین کشور منطقه نام می‌برد. باید پرسید از کدام آزادی سخن می‌گویید وقتی دگراندیشان از حق حیات محروم‌اند. اگر به آزادی بیان اعتقاد دارید، انتقاد صریحِ علنی و شفاف از شما (آقای خامنه‌ای) در رسانه‌ها، معیار آزادی بیان است. اگر نتوان از رهبر سیاسی کشود انتقاد کرد، نمی‌توان مدعی وجود آزادی بیان شد. اینکه فردی به دلیل انتقاد غیر مستقیم از رهبر محکوم به پرداخت هزینه‌های بسیار سنگین شود، دلیل بر آزادی نیست، بلکه حاکی از خودکامگی از نوع توتالیتر آن است. در خردادماه ١٣٧٦ در دانشگاه شیراز درباره‌ی مبانی نظری فاشیسم سخن گفتم. گمان نمی‌کردم کسی از من شکایت نماید اما با تعجب بسیار دیدم که به جای هیتلر و موسولینی دادگاه انقلاب به اتهام اهانت به رهبری مرا محاکمه و به یکسال زندان محکوم کرد. وقتی نقد هیتلر، موسولینی و استالین نقد رهبر محسوب می‌شود، چه جای سخن گفتن از آزادی بیان و ادعای دموکراسی؟ در نظام دموکراتیک نقد فاشیسم مجازات ندارد. جالب تر از این مدعا، ادعای آقای خامنه‌ای در خصوص مردم سالاری است. اینکه یک فرد قدرت مطلق را به طور مادام العمر در اختیار داشته باشد و باز هم از مردم سالار بودن حکومتش سخن بگوید، نزد عقلا چه معنایی دارد؟ بهتر است آقای خامنه‌ای فقط به یک پرسش پاسخ بگوید: چگونه می‌توان به صورت مسالمت آمیز ایشان را از قدرت کنار زد؟ چگونه می‌توان درباره‌ی کنار نهادن ایشان از قدرت سخن گفت، بدون اینکه با کارد سلاخی شود؟ آقای خمینی می‌گفت اگر رهبر به یک پرسش یا استیضاح پاسخ نگوید، خود به خود معزول است. تمام پرسش‌ها و استیضاح‌های پیشین را نادیده می‌گیریم. من به دنبال کنار زدن آقای خامنه‌ای از رهبری سیاسی کشور هستم. آقای خامنه‌ای باید به روشنی پاسخ دهد که چگونه می‌توانم به این هدف به روش‌های مسالمت آمیز دست یابم؟
گفته‌اند رضاشاه از مدرس پرسید تو چه می‌خواهی و مدرس پاسخ گفت: می‌خواهم تو نباشی. آقای خمینی هم می‌گفت شاه باید برود. من اگر دو هزار روز حبس خود را نادیده بگیرم، نمی‌توانم نقض گسترده‌ی حقوق بشر توسط آقای خامنه‌ای، حکومت خودکامه‌ی سلطانی، فساد گسترده‌ی حکومتی، ترور مخالفان و هزاران مورد دیگر را نادیده بگیرم. خامنه‌ای باید برود، چون تحملِ دیگری را ندارد. خامنه‌ای باید برود، چون قتل‌های زنجیره‌ای در دوره‌ی او اتفاق افتاد. خامنه‌ای باید برود، چون بیش از یکصد نشریه به دستور مستقیم او توقیف و روزنامه‌نگاران زندانی شدند. خامنه‌ای باید برود، چون در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری اخیر به شیوه‌های ظالمانه مخالفان را حذف و مریدان خود را بالا کشید. خامنه‌ای باید برود، چون میلیون‌ها ایرانی را در سراسر جهان آواره کرده است و قبول ندارد که ایران از آن همه‌ی ایرانیان است. خامنه‌ای باید برود، چون صدها استاد ایرانی مانند دکتر سروش درایران حق تدریس و اشتغال ندارند و بجای تعلیم و تربیت جوانان ایرانی، باید جوانان دیگر ملل را آموزش دهد. خامنه‌ای باید برود، چون آمران قتل‌های دگراندیشان و عاملان قتل زندانیان تابستان ١٣٦٧ را حاکم کرده است.
قاتلان سرور شدستند و ز بیم
عاقلان سرها کشیده در گلیم
استاد گرامی
من بسیار تأسف می‌خورم از اینکه کسانی گمان می‌کنند با سخنان محافظه‌کارانه درباره‌ی دموکراسی و آزادی می‌توان با نظام سلطانی درآویخت. و از آن به نظام دموکراتیک گذار کرد. آن سخن حکیمانه‌ی مونتسکیو را هیچگاه نباید فراموش کرد که قدرت را فقط با قدرت می‌توان محدود کرد. تنها با بسیج اجتماعی، تشکیل جبههِ دموکراسی و حقوق بشر از طریق نافرمانی مدنی می‌توان در مقابل نظام سلطانی ایستاد. در ضمیمه‌ی دفتر دوم مانیفست جمهوری خواهی نشان دادم که جبهه‌ی دموکراسی و حقوق بشر نمی‌تواند و نباید به قانون اساسی فعلی، التزام داشته باشد. والا نمی‌تواند گام از گام بردارد. عدم خشونت و توسل به روش‌های مسالمت آمیز، بدون تردید باید به عنوان ملاک عضویت د راین جنبش قرار گیرد. اما التزام عملی به قانون اساسی هرگز ما را به دموکراسی و حقوق بشر نمی‌رساند.
روشنفکری ما با کنار کشیدن از سیاست و برج عاج نشینی به هیچ چیزدست نخواهد یافت. سیاست سرنوشت محتوم ما است. اینک همه چیز در چنگال سیاست اسیر است. نادیده گرفتن این امر موجب رهایی از آن نمی‌شود. مهاجرت از کشور و غرب نشینی شاید بخشی از مشکلات فرد را رفع کند، اما به آزاد سازی ایران کمکی نمی‌کند. سرمایه‌ی بزرگ فکری و انسانی ایرانیان مقیم خارج باید به ایران بازگردد و آنها باید دِین خود را به مردم ایران ادا نمایند. ما به اندیشه‌های فرهیختگانمان محتاجیم. اگر شجاعت وجود داشته باشد، باید از بصیرت نظری سیراب شود تا در طریقی درست گام بردارد. امروز باید تمام دموکرات‌های آزادی خواه و عدالت طلب دست در دست هم بنهند و جنبش رهاسازی ایران از چنبره‌ی سلطانیسم را تشکیل دهند. اجماع بر سر آزادی، دموکراسی و حقوق بشر می‌تواند آینده‌ی روشنی در مقابلمان بگشاید. فساد، بی عدالتی، نابرابری‌های مختلف را می‌توان از طریق یک نظام دموکراتیک به شدت کاهش داد. دولت دموکراتیک توسعه گرا باید هدف باشد.

استاد عزیز و گرامی
من اگر ایستادم به قصد آن بود که نشان دهم می‌توان در مقابل ظلمت وقساوت ایستاد. نامه‌ها و جزوه‌هایی که نوشتم، از جوهر جانم تغذیه می‌کرد. برای دهها صفحه نوشته، ٢٥ کیلوگرم از گوشت و خونم مایه گذاردم. می‌خواستم نشان دهم درشب ظلمت می‌توان نور امید برافشاند. وگرنه، در گرمای مرداد ماه تهران، در اتاقی با پنجره‌های بسته، کولر خاموش، دو عدد هدبند برگوشها و سینوس‌ها و یک پتو بر روی بدن می‌خوابم تا از گزنده سرما در امان باشم. سرمای زمستانی مرا فرا گرفته است.
هوا بس ناجوانمردانه سرد است...آی...
...
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان؛
نفس‌ها ابر، دلها خسته و غمگین،
درختان اسکلتهای بلور آجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبار آلوده، مهر و ماه،
زمستان است.
در سال ٨٢-١٣٨١ یه طور مفصل درباره‌ی ارتباط «اسلام با دموکراسی و حقوق بشر» کار کردم. محصول آن پژوهش متنی پانصد- ششصد صفحه‌ای و کاملاً دگراندیشانه از کار درآمد. آن کار قرار بود به عنوان دفتر دوم مانیفست جمهوری خواهی منتشر شود. اما چون دلم می‌خواست در خارج از زندان و ضمن گفت وگو با اهل فن آن را تکمیل کنم، آن را در جایی امن به امانت گذاردم تا دست کسی بدان نرسد. اگر مُردم، آن متن به عنوان دفتر سوم مانیفست جمهوری خواهی منتشر خواهد شد.

استاد عزیز
من همیشه به رحمت الهی امیدوار بوده‌ام و می‌دانم که او همیشه نظری کریمانه به بندگان خود دارد. دلم بسیار برای شما تنگ شده است. کاش توفیق نصیب من می‌شد تا در این شرایط شما را ملاقات می‌کردم تا از مولوی می‌گفتید و مرا با خود به دنیای او می‌بردید. از صورت بی‌صدرت، مرغ مرگ اندیش، قمار عاشقانه.
والله که شهر بی تو مرا حبس می‌شود / آوارگی و کوی و بیابانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور موسی عمرانم آرزوست
مطمئن هستم که این شب ظلمت به درازا نخواهد کشید. ماه آزادی از زیر ابرهای استبداد دینی برون خواهد آمد و همه‌ی ما را غرق شادی خواهد کرد.

یه شبِ مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره از توی زندون
مثِ شب پره با خودش بیرون
می بره اون جا که شب سیاه
تادم سحر شهیدای شهربا
فانوس خون جار می‌کشن
تو خیابونا سر میدونا
عمو یادگار مرد کینه دار
مستی یا هشیار خوابی یا بیدار
مستیم و هشیار شهیدای شهر
خوابیم و بیدار شهیدان شهر
آخرش یه شب
ماه می‌آد بیرون
از سر اون کوه بالای دره
روی این میدون رد شده خندون
یه شب مهتاب ماه می‌آآآآد.

اکبر گنجی
شنبه ١/٥/١٣٨٤
چهل و سومین روز
اعتصاب غذا
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 21:45     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

وزير خارجه فرانسه در پاسخ به نامه‌ی گزارشگران بدون مرز که خواهان اقدام فوری ايشان و دولت فرانسه برای نجات جان اکبر گنجي شده بود، اعلام کردند که " دولت فرانسه امر حقوق بشر را در اولويت مناسبات خود با ايران قرار داده است". در اين نامه همچنين اشاره شده است که "دولت فرانسه وضعيت اکبر گنجي را از نزديک و با حساسيت پيگيری مي کند."
وزير امور خارجه فرانسه آقای فيليپ دوست بلازی به نام دولت فرانسه اعلام کردند که پيرو بيانيه ۱٨ ژوئيه وزارت امور خارجه در اين باره و همچنين پيگری ها و اعلام مواضع اتحاديه اروپا که به نام همه دولت های عضو در باره ی اکبر گنجي انجام گرفته است. دولت فرانسه بار ديگر نگراني عميق خود را در باره ی وضعيت سلامت اين زنداني سياسي که بازداشت وی منطبق با موازين پيمان بين المللي ناظر بر حقوق مدني و سياسي که ايران نيز از امضا کنندگان آن است، نبوده، اعلام مي دارد.
دولت فرانسه خواهان آزادی فوری اکبر گنجي است و همچنين مي خواهد همه موانعي که در مغايرت با انجام وظايف وکلای ايشان وجود دارد برداشته شوند.


مسعود باستاني، روزنامه‌‏نگار، جلوی بيمارستان ميلاد بازداشت شد



ايلنا: مسعود باستاني، روزنامه‌‏نگار كه گفته مي‌‏شود عصر روز دوشنبه براي كسب خبر از وضعيت اكبر گنجي به بيمارستان ميلاد تهران مراجعه كرده بود، بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، اين روزنامه‌‏نگار توسط ماموران دستگير و به زندان اوين منتقل شد و دادسراي ناحيه 9 فرودگاه براي اين روزنامه‌‏نگار قرار بازداشت موقت صادر كرده است.

روزنامه الكترونيك "ايران ما" نوشته است: اخبار منتشره حکایت از صدور حکم بازداشت این افراد توسط دادسرای ناحیه 9 فرودگاه دارد. این شعبه پیش از این پرونده های پورزند ، سینمایی نویسان و پرونده وبلاگ نویسان را در کارنامه خود به همراه دارد.
مسعود باستانی پیش از این نیز برای هفته نامه ندای اصلاحات در دادگاه انقلاب اراک به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود که حکم وی تایید شده و در مرحله اجرای احکام است.

بازداشت جوانان حامی گنجی در ورودی بیمارستان میلاد

امروز: برخی از جوانان و نوجوانانی كه طی يك فراخوان وبلاگی برای حمايت از اكبر گنجی به بيمارستان ميلاد مراجعه كرده بودند توسط نيروی انتظامی و برخی افراد لباس شخصی بازداشت شده و به محل نامعلومی منتقل شدند.
بنا به گزارش رسيده به روزنت امروز با گذشت چهل و هشت ساعت از بازداشت اين افراد، تلاش خانواده‌های آنها برای اطلاع از وضعيت اين افراد به نتيجه نرسيده است.
برخی از بازداشت شدگان از وبلاگ نويس ها و جوانان فعال در بخش جوانان ستاد انتخاباتی دكتر معين (نسيم) بوده‌اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 14:55     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

مطالب زیر از سوی آقای گنجی در عصر یکشنبه ٢/٥/١٣٨٤ در بیمارستان میلاد عنوان شد:

با توجه به پروژه‌ی مرگ من توسط عالیجنابِ عالیجنابان خاکستری پوش یعنی، سعید مرتضوی، بخش رسانه ای قتل های زنجیره ای، اطلاعات موازی و حبس من در قرنطینه‌ی طبقه‌ی دوازدهم بیمارستان میلاد و تحمل شرایطی بسیار سخت تر از زندان اوین، به هیچ وجه زیر با عمل جراحی نمی روم و از بعد از ظهر شنبه ١/٥/٨٤ سرم های مورد نیاز برای عمل جراحی را به طور کامل قطع کرده ام. شرایط سخت غیر قانونیِ تحمیلی عبارت اند از: محروم ساختن من از دیدن وکلایم – خانم شیرین عبادی و دکتر مولایی- ، محرومیت از تلفن، محرومیت از روزنامه، محرومیت از ملاقات با دوستان، محدود نمودن ملاقات با خانواده به صورت کاملاً تبعیض آمیز (کلیه‌ی بیماران بیمارستان در تمام روزهای هفته با هرکس بخواهند ملاقات دارند)، فشار وارد کردن بر من از سوی دادستان تهران جهت عمل جراحی بدون اطلاع خانواده. در حالی که ٤٥ روز از اعتصاب غذای من می گذرد وزنم از ٧٧ کیلوگرم به ٥٢ کیلوگرم کاهش یافته است، به هیچ وجه زیر بار عمل جراحی نمی روم و از بعد ازظهر شنبه ١/٥/٨٤ سرم های مورد نیاز برای عمل جراحی را به طور کامل قطع کرده ام و فقط از آب، چای و قند استفاده می کنم و به صراحت به تیم حفاظتی گفته ام به سرعت مرا به زندان بازگردانند. من به هیچ وجه زیر بار پروژه‌ی عالیجنابِ عالیجنابان خاکستری پوش نمی روم و به صراحت تأکید می کنم که آقای شاهرودی باید این پرونده را از دست سعید مرتضوی در آورد. سعید مرتضوی در همان شب ورود به بیمارستان به من گفت: « اجازه نمی دهم هیچ روزنامه ای چیزی در باره‌ی تو منتشر کند من (مرتضوی) به همه‌ی روزنامه ها تلفن کرده و به آنها می گویم چیزی در مورد تو منتشر نکنند. همه‌ی روزنامه ها تابع من هستند می دانند اگر به حرف من عمل نکنند آنها را می بندم و مدیرانشان را راهی زندان می کنم. » در روز شنبه ١/٥/٨٤ مرتضوی چندین با سعی کرد از طریق تلفن با من مذاکره کند امّا من زیر بار نرفتم. من باید هرچه سریع تر خانم دکتر شیرین عبادی و آقای دکتر مولایی را ملاقات کنم من باید هرچه سریع تر آقایان: سعید حجاریان، رضا تهرانی و عیسی سحرخیز را که از دوستان مورد وثوقم هستند ملاقات کنم و با آنها مشورت نمایم. من باید بتوانم با تلفن با هرکس که تمایل دارم صحبت کنم آقایان هم می توانند از طریق شنود صحبت های ما را گوش کنند. من باید بتوانم با دوستانم ملاقات کنم. از این به بعد در هر جلسه‌ی مذاکره ای ؛ از سوی مسؤلین با من باید آقایان: حجاریان، تهرانی و سحرخیز حضور داشته باشند. تنها خواست من آزادی بدون قید و شرط است. عالیجنابِ عالیجنابان خاکستری پوش دو راه بیشتر پیش رو ندارند: یا باید مرا بکشند و هزینه‌ی آن را بپردازند و یا مرا بی قید شرط آزاد سازند. آقایان بدانند گنجی بر سر آنچه حق میداند تا آخر ایستاده است. اگر نظام جمهوری اسلامی ایران حاضر است هزینه‌ی این جنایات را بپردازد، من در اختیار آنها هستم می توانند مرا بکشند. امّا گمان می برم که کشتن من هزینه‌ی سنگینی برای رژیم ج.ا.ا به دنبال خواهد داشت. این بار قضیه به عکس دفعات پیش کاملاً شفاف و روشن در ملاء عام و در برابر دیدگان تمام جهانیان است.

بیمارستان میلاد
اکبر گنجی
٢/٥/١٣٨٤

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 13:19     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

این تجمع روز دوشنبه مورخ 3/5/84 ساعت 6 بعدازظهر در مقابل محوطه بيمارستان ميلاد برگزار خواهد شد


در پی وخامت حال اکبر گنجی روزنامه نگار و نویسنده ایرانی و انتقال وی به بیمارستان میلاد ، عده‌ای از وبلاگ نویسان و دوستان وی قصد برگزاری مراسم دعا برای وی را دارند.
این مراسم روز دوشنبه مورخ 3/5/84 ساعت 6 بعداز ظهر برگزار خواهد شد.
قابل ذكر است كه بیمارستان میلاد از دو ساختمان اصلی تشکیل شده یکی ساختمان بیمارستان و یکی ساختمان اورزانس. تجمع حمايت از گنجی و دعا برای سلامتی وی جلوی محوطه بیمارستان که محل بستری کردن بیماران است برگزار خواهد شد.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 18:46     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

طوطی نقل و شكر بوديم ما
مرغ مرگ انديش گشتيم از شما

فقيه آزاده، ظلم ستيز، شجاع و پشتيبان مظلومان
حضرت آيت الله العظمی منتظري
نامه محبت آميز مورخ ٢٥/٤/٨٤ حضرتعالی، خونی گرم در رگ‌های بی‌خون من جاری كرد. از سالها پيش شما برای من نماد شجاعت و ايستادگی در برابر خودكامگان بوديد و هميشه دوست داشتم در مكتب شما شجاعت بياموزم.
پس از اعدام گسترده زندانيان در تابستان ١٣٦٧ و سكوت همگان در برابر آن جنايت ضدبشری، فقط و فقط شما در برابر آن ايستاديد؛ غافل از آنكه هر كس در مقابل جنايت سكوت نمايد، به همان ميزان در آن مشاركت دارد. پس از آن هم با آن كه حضرتعالی را در بيتتان زندانی كردند، از تمامی زندانيان سياسی، فارق از عقايد متفاوتشان، دفاع كرديد و حامی جدی خانواده آنها بوديد و هستيد. شجاعت و مردانگی شما تا حدی است كه حتی مخالفان جدی شما نيز بارها بدان اعتراف كرده‌‌اند.
حضرتعالی با آن كه از نويسندگان جدی قانون اساسی و يكی از تئوريسين‌های نظريه ولايت فقيه بوديد، خيلی زود به اين مساله پی برديد كه معضل اصلی ناشی از همين تئوری است. آن نظريه وقتی از عالم انتزاع به زمين واقعيت پای می‌نهد و لباس عينيت به تن می‌كند، چهره غيرانسانی خود را عيان می‌سازد. شما سعی كرديد تا ولايت فقيه را به "نظارت فقيه" فرو كاهيد تا شايد گره از كار فروبسته جمهوری اسلامی بگشاييد؛ اما مشكل ايران با زوال انديشه و لايت فقيه و رفتن مصداقش حل خواهد شد.
من و دوست عزيزم سعيد حجاريان، نظام سلطانی را اصلی‌ترين مساله عرصه سياسی ايران می‌دانيم. آقای حجاريان پيش از دوم خرداد ٧٦، مقاله‌ای بلند در ماهنامه اطلاعات سياسی - اقتصادی درباره نظام سلطانی و راه‌های گذار از آن به نظامی دموكراتيك منتشر كرد. حجاريان می‌خواهد قدرت سلطان را كاهش دهد و او را به ملكه انگليس تبديل نمايد. اما من می‌گويم ما به شاه و ملكه نياز نداريم. محل نزاع، مشروطه‌خواهی و جمهوری‌خواهی است. به گمان من نافرمانی مدنی مهمترين تاكتيك برای گذار از سلطانيسم به دموكراسی است. سعيد حجاريان، نافرمانی مدنی را "فشار از پايين" نام نهاده است. او می‌خواهد از طريق فشار از پايين، از قدرت سلطان (رهبر) بكاهد.
"عدم همكاری" با حاكم شخصی، تاكتيك ديگری است كه بر آن تاكيد كرده‌ام. در اينجا هم با حجاريان در يك جبهه قرار داريم. فردای روزی كه آقای عبدالله نوری را در زندان اوين حبس كردند، در دفتر صبح امروز با حضور مرحوم دكتر نوری جلسه‌ای داشتيم در اين باره كه "چه بايد كرد؟". قرار شد دكتر نوری به آقای نوری بگويد با استعفا از مجمع تشخيص مصلحت نظام، حكم رهبری را پس دهد چرا كه فردی كه به تبليغ عليه نظام محكوم شده است، صلاحيت تشخيص مصلحت نظام را ندارد.
اين، همان تاكتيك عدم همكاری با حاكم خودكامه است. آقای كروبی پس از انتخابات رياست جمهوری اخير، با استفاده از همين تاكتيك از مشاورت رهبری و عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا كرد. تمامی احكام سلطان فاقد مشروعيت (اعتبار) است و برای گذار به دموكراسی بايد عدم همكاری با خودكامه را برگزيد.
در خصوص آقای خاتمی هم روشن است كه پس از ١٢ مرداد،‌ آقای خامنه‌ای وی را به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی و مشاور رهبری منصوب خواهد كرد. آقای خاتمی، شجاعت آقای كروبی را ندارد، لذا با پذيرش حكم، درجلسات شركت خواهد نمود. اما پس از مدتی رفته رفته، شركت خود را در آن جلسات به صفر خواهد رساند؛ يعنی همان كاری كه مهندس موسوی و آقای موسوی خوئينی‌ها كردند؛ اما عدم همكاری شفاف چيز ديگری است.
آيا آقای خاتمی نمی‌داند كه آقای خامنه‌ای چگونه از وی برای برگزاری انتخابات نامشروع مجلس هفتم و رياست جمهوری به منظور يكپارچه كردن حاكميت استفاده و او را مجبور كرد تا هر دو انتخابات را سالم و دموكراتيك بخواند؟ آقای خاتمی دموكراسی و انتخابات آزاد و منصفانه را به خوبی می‌شناسد. با اين همه حكومت مادام العمر آقای خامنه‌ای را دموكراسی می‌خواند و رهبر را الگوی جوانان معرفی می‌نمايد.
به گمان من نخبگان ما امروز بيش از هر زمان ديگری با فرهنگ دموكراتيك آشنا هستند. پيشگامان دموكراسی و آنان كه فرايند دموكراسی را در جوامع غيردموكراتيك پيش برده‌اند، به هيچ وجه تا حد نخبگان ما فيلسوف و تئوريسين نبوده‌اند. مشكل اصلی ما "فقدان دانش دموكراتيك" نيست، بلكه عدم آمادگی برای پرداخت هزينه است. دموكراسی به مردان عمل، زنان شجاع و جوانان ايستا نياز دارد. راهگشای آزادی و حقوق بشر، ايثار و از خودگذشتگی است، نه صرفا آشنايی با فرهنگ مدرن. بايد مدرنيته و نظام اجتماعی مدرن را شناخت، و بين نظر و عمل، پيوند برقرار كرد تا دموكراسی برپا گردد.
حضرتعالی به خوبی می‌دانيد كه چرا حجاريان ترور و ويلچرنشين و گنجی زندانی و مرغ مرگ انديش شد؟ چرا محسن كديور ١٨ ماه و عبدالله نوری سه سال زندانی شدند؟ محسن كديور سالهاست كه مشغول نشان دادن سست و بی‌دليل بودن نظريه ولايت فقيه است و آقای نوری در مقابل شخص ولی فقيه ايستاد. در واقع آقای خامنه‌ای چنان همه جا را پر كرده است كه هر كجا پا گذاشته شود، به حريم او تجاوز شده و هر كجا دستی رها شود، با او برخورد خواهد كرد.
حضرت آيت الله!
حضرتعالی به خوبی به اين امر وقوف داريد كه عالم سياست با عالم شعر و شاعری تفاوت دارد. ابهام و ايهام، ذاتی شعر و شاعری است، اما شفافيت و صراحت، ذاتی عرصه سياست دموكراتيك است. از اين رو، آقای خمينی به صراحت تمام می‌گفت: "شاه بايد برود" اينك هم به صراحت و روشنی تمام بايد گفت: "آقای خامنه‌ای بايد برود" چرا؟ برای اين كه بنا بر نظريه آقای خمينی، آقای خامنه‌ای اينك از رهبری، خود به خود ، عزل شده است. آقای خمينی می‌گويد: "هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقيما در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و او بايد جواب قانع كننده دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامی خود عمل كرده باشد، خود به خود از مقام زمامداری معزول است." (آيت الله خمينی، صحيفه نور، جلد ٤، ص ١٩٠)
طی سالهای گذشته، بارها آقای خامنه‌ای از سوی افراد مختلف استيضاح شده است، اما نه تنها به پرسش‌های پرسش كنندگان پاسخ نگفته است، بلكه پرسش كنندگان را به شدت سركوب كرده است. مطابق انديشه آقای خمينی، آقای خامنه‌ای ديگر زمامدار جمهوری اسلامی ايران نيست و از اين سمت عزل شده است.
فقيه عاليقدر!
به خاطر اين عقيده تاكنون بيش از ٢٠٠٠ روز حبس را در دوره رهبری آقای خامنه‌ای تحمل كرده‌ام. اما اينك بخش رسانه‌ای قتل‌های زنجيره ای،‌از پروژه مرگ گنجی سخن می‌گويد، يعنی آنها به دنبال مرگ من هستند. يكشنبه شب ٢٦/٤/٨٤ ، سعيد مرتضوی به ديدن من آمد، می‌گفت مرگ تو صددرصد به نفع جمهوری اسلامی ايران است، ولی اگر تو بميری و بيگانگان جوسازی كند، پنجاه درصد برای نظام مضر است. ما تو را به بيمارستان آورديم تا اين ميزان را كاهش دهيم. مرگ در بيمارستان، طبيعی است. گفت اگر اين‌ها را بيان كنی من آن را تكذيب می‌كنم. از سوی ديگر مرتضوی به يكی از وزرا گفته است همسر گنجی با فحاشی او را مجبور به اعتصاب غذا كرده است. در مصاحبه‌ای در روز دوشنبه ٢٧/٤/٨٤ مدعی شده: "دوستانی كه در رسانه‌ها به ايشان توصيه می‌كنند كه دست از اعتصاب غذا بردارد، همين افراد حسب اطلاعات واصله، مشوق اصلی او در اقدامات غيرمتعارف هستند". حضرتعالی، دكتر سروش، آقای حجاريان، آقای كديور و ديگر دوستان از طريق رسانه‌ها به من توصيه كرده‌اند كه اعتصاب غذا را بشكنم، اما دادستان تهران مدعی است اين عزيزان مرا ترغيب به اعتصاب غذا می‌كنند.
مساله مشخص است: آقايان می‌خواهند مرا بكشند و آن را به گردن همسر و دوستانم بيندازند. اما بايد بدانند كه گنجی، زهرا كاظمی نيست. اگر گنجی به هر طريق بميرد قاتل او آقای خامنه‌ای است. آقای خامنه‌ای با فعال كردن سعيد مرتضوی و بخش رسانه‌ای قتل‌های زنجيره‌ای، ممكن است بتواند از شر گنجی خلاص شود، اما نمی‌تواند از مسئوليت قتل او گريبانش را رها سازد. اگر گنجی كشته شود، مرگ او، مرگ آزادی، دموكراسی و حقوق بشر نيست. مرگ گنجی ممكن است آبی در كوير باشد و بذرهای آزادی را سيراب نمايد.

اكبر گنجي
جمعه ٣١/٤/٨٤
چهل و دومين روز اعتصاب غذا

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مرداد 1384ساعت 18:20     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

معصومه شفیعی با انتشار نامه ای از آخرین وضعیت جسمانی وهمچنین پرونده وی گزارشی داد.
متن کامل این گزارش در ادامه می آید:
آقاي اكبر گنجي در بعدازظهر يكشنبه 26/4/84 به دنبال خراب شدن حالش به طور اورژانس به بيمارستان ميلاد منتقل شدند. از آن زمان تاكنون در بيمارستان به طور قرنطينه و تحت نظر مأموران دادستاني بستري هستند. سخنگوي قوه قضائيه اعلام كرده است: اكبر گنجي به دليل عمل مينيسك زانو در بيمارستان بستري شده است. زانوي وي به علت بازي فوتبال نياز به عمل پيدا كرده است. در ضمن اعلام كرده است كه اكبر گنجي در اعتصاب غذا نيست. موارد ذيل در پاسخ اعلام مي‌گردد:
1- اعزام اكبر گنجي به بيمارستان در بعدازظهر يكشنبه 26 تيرماه به طور اورژانسي و به دنبال وخيم شدن حال او صورت گرفت و نه به علت عمل جراحي مينيسك زانو.
به دنبال عكس MRI از كمر و زانو جراح متخصص مغز و اعصاب زندان به طور مكتوب يك ماه استراحت مطلب براي وي تجويز نموده است در طي اين مدت حتي براي دستشويي حتما از لگن استفاده كند پس از گذشت يك ماه اگر بهبودي حاصل شد استخر درماني و فيزيوتراپي بلندمدت آغاز خواهد شد در غير اين صورت حتماً بايد عمل شود، در ضمن براي وي مرخصي استعلاجي را ضروري دانسته است.
دو متخصص مغز و اعصاب بيمارستان ميلاد با ديدن عكسهاي MRI و معاينه گنجي طول درمان بلندمدت و مرخصي استعلاجي پيشنهاد كرده اند.
زانوي گنجي به تشخصيص متخصصان بيمارستان ميلاد نياز به عمل جراحي دارد. ديسك كمر و زانو درد ارثيه هاي زندان اوين اند نه بازي فوتبال.
بيماري آسم گنجي كه پيش از اين به تأييد بهترين متخصص آسم و آلرژي رسيده بود در بيمارستان ميلاد پس از تستهاي مختلف مورد تأييد مجدد قرار گرفت و همان اسپري‌هايي كه قبلا متخصصين تجويز كرده بودند دوباره تجويز شد.
2- امروز جمعه 31/4/84 مدت 42 روز از اعتصاب غذاي گنجي مي‌گذرد. شكستن اعتصاب غذا كذب محض است. دوستان گنجي به وي توصيه كرده اند كه تجويز پزشكان را حتي المقدور بپذيرد.
در روز چهارشنبه 29/4/84 گنجي در بيمارستان با دستگاه Body Fat Analyzer تست شد و نتيجه اين بود كه طي مدت بستري شدن در بيمارستان ميزان ذخيره چربي او كاهش يافته بود.
وزن او 54 كيلوگرم بود؛ اگر او اعتصاب غذا را شكسته بود مي‌بايست وزنش افزايش يابد. آقاي مرتضوي عصر يكشنبه و دوشنبه با حضور در بيمارستان با گنجي به طور مفصل مذاكره نمود. گنجي چگونه مي‌توانست اعتصاب غذاي خود را بشكند در حالي كه صبح دوشنبه مرتضوي طي مصاحبه‌اي اعلام كرد: گنجي پس از عمل مينيسك پا به زندان بازگردانده خواهد شد. گنجي هيچگاه اعتصاب غذاي خود را نشكسته و نمي شكند مگر با آزادي بي قيد و شرط. گنجي گفت: "تنها چيزي كه به زندان باز مي گردد جنازه من خواهد بود".
دلايل ديگر ادامه اعتصاب غذاي گنجي به شرح زير است:
اولاً: به وكلاي گنجي اجازه ديدار با وي را نمي دهند. به گنجي گفته اند محل ملاقات با وكيل، اتاق وكلاي زندان است گنجي هم گفته است مرا به زندان ببريد تا با وكلايم ملاقات كنم. ضمنا در اسرع وقت بايد با آقاي دكتر مولايي ملاقات نمايم.
ثانيا: طي 6 روز گذشته او را در قرنطينه فكري نگاه داشته اند يعني به وي هيچ روزنامه اي نمي‌دهند. آقاي مرتضوي گفته است بهتر است گنجي قرآن بخواند و از مسايل سياسي دور باشد. به دستور مرتضوي براي گنجي روزنامه خبر ورزشي آورده اند كه او هم از گرفتن آن خودداري كرده است.
ثالثا: با توجه به نظر پزشكان مختلف مبني بر اعزام به مرخصي استعلاجي دادستاني از اين امر خودداري مي كند.
رابعا: گنجي گفته است بايد تلفن من آزاد شود تا بتوانم با كساني كه تمايل دارم تماس بگيرم؛ آنها هم مي‌توانند تلفنها را كنترل نمايند. گنجي به نماينده دادستان گفته است در اولين بار مي‌خواهد با آيت الله منتظري، دكتر سروش و خانم شيرين عبادي صحبت كند.
خامساً: گنجي خواستار ملاقات با دوستان خود است و در بعدازظهر چهارشنبه به دادستاني اعلام كرده است مجوز ديدار جمعي با آقايان: عبدالله نوري، استاد ملكيان، حجاريان، سحرخيز، تهراني، آقاجري، رمضان زاده، كديور و علي افشاري را صادر نمايند.
آنها كه مي گويند گنجي از طريق آزادي مشروط آزاد شود، گنجي هرگز آن را نمي پذيرد. اگ رراه حل قانوني مي خواهند مگر قبل از دوم خرداد 76 دستور نداده اند كسي را به زندان انفرادي نفرستيد و اگر فرستاديد هر روز آن معادل 10 روز است؟ گنجي ماهها در انفرادي بوده و از حبس او 8 ماه باقي مانده است كافي است 24 انفرادی اخیر
او را محاسبه نماييد كه مي شود 240 روز ، معادل همان 8 ماه . راه ديگر آن است كه از بخشنامه آقاي شاهرودي مبني بر دادن 3 ماه مرخصي استعلاجي به زندانيان بيمار تبعيت كنيد. راه سوم آن است كه تمام مرخصي هايي را كه سالانه به زندانيان ديگر مي‌دهيد محاسبه كنيد و همان مقدار و حتي نصف يا يك سوم آن را به گنجي بدهيد. راه ديگر آن است كه به تمام شكايتهايي كه من، گنجي و وكيلمان از مرتضوي كرده ايم رسيدگي كنيد- هر چند دير هنگام- و ببينيد اگر به آن شكايتها بي طرفانه رسيدگي مي شد آيا مرتضوي همچنان بر مسند قدرت باقي مي ماند تا بتواند اينگونه حيله گرانه و با سوء نيت تمام در روند حل اين پرونده كارشكني و اخلال كند؟ آيا زهرا كاظمي به قتل مي رسيد؟ آيا آن بلاها بر سر وبلاگ نويسان مظلوم مي آمد؟ آيا زنداني سياسي‌اي در زندان باقي مي‌ماند تا نظام بابت آنها اين گونه هزينه بپردازد؟ آيا نهادهاي بين المللي حقوق بشر، اتحاديه اروپا، آمريكا و شخصيتهاي فرهنگي و سياسي داخل و خارج اينگونه به واكنش مي‌افتادند؟ تا كي انسانهاي بي گناه بايد تاوان كينه توزي هاي شخصي مرتضوي و امثال او را بپردازند؟ من اطمينان دارم كه مقامات بالاي قوه قضائيه در حل اين مسئله حسن نيت دارند ولي بايد بدانند كه شيطنتها و كينه‌هاي شخصي مانع تحقق اهداف انساني آنان است. گل و لاي را از جوي بزداييد تا شاهد جريان زلال آب شويد.

با تقديم احترام
معصومه شفيعي
31/4/84
+ نوشته شده در  شنبه یکم مرداد 1384ساعت 18:20     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin