تبليغاتX
نداي اكبر گنجي
آخرين نوشته‌ها، بيانيه‌ها و مقالات اكبر گنجي
روز گذشته و پس از گذشت 84 روز اعضای خانواده اکبر گنجی موفق به ملاقات با وی شدند.
معصومه شفيعي، همسر اکبر گنجی با انتشار نامه ای با اعلام این خبر نسبت به وضعیت گنجی ابراز نگرانی کرد.
متن کامل این نامه که برای امروز نمابر شده است،در ادامه می آید:
عصر ديروز، جمعه 27/8/84 _ به اتفاق اعضاي خانواده در زندان اوين با آقاي گنجي ملاقات كرديم. اين اولين ملاقات فرزندان آقاي گنجي و همچنين خواهر و برادر ايشان بعد از 84 روز بود. مدت اين ملاقات 75 دقيقه بود.
آقاي گنجي همچنان در انفرادي 2 الف نگهداري مي‌شود؛ شرايط جسماني‌اش، بهتر نشده و فقط پوست و استخوان از او باقي مانده است. وزنش 50 كيلوگرم و فشار خونش همچنان پايين است. از نظر غذايي و دارويي كماكان در محدوديت شديد به سر مي‌برد. محل نگهداريش، سرد و براي شخصي با شرايط جسماني ذكر شده، اصلاً‌ مناسب نيست. طي شش ماه گذشته فقط يك‌بار با وكيلش ملاقات داشته است.
لازم به ذكر است كه عصر روز گذشته، پس از اتمام ملاقات، تمام اعضاي خانواده قبل از خروج از زندان به دقت مورد تفتيش بدني قرار گرفته و كيفي دستي‌شان بازرسي شد. اين ملاقات، مانند ملاقات پيشين در روز تعطيل آن هم در ساعات پاياني روز، دور از چشم پرسنل زندان، زندانيان و ارباب رجوع انجام شد تا مبادا كسي آقاي گنجي را در آن حال و روز ببيند.
با تقديم احترام
معصومه شفيعي
شنبه 28/آبان/84
مصادف با 76 مين روز انفرادي آقاي گنجي

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 18:49     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

 

جناب آقاي هاشمي شاهرودي
رئيس محترم قوه قضائيه
باسلام و دعاي خير،

همان‌طور كه مطلعيد خانم شفيعي، همسر آقاي اكبر گنجي طي نامه‌اي از ضرب و شتم مكرر و زدن دستبند قپاني به آقاي گنجي همراه با فحاشي ماموران دادستاني تهران نسبت به ايشان، به جنابعالي شكايت كرده است.

اگرچه اظهارات روز سه‌شنبه 10/8/84 شما مبني بر اين كه گمان نمي‌كنيد اين ادعاها صحيح باشد - مندرج در روزنامه همشهري– نوعي پيش‌داوري عليه اين شكايت و دور از بيطرفي قضايي بود و ما از اين رو و نيز بر حسب تجربه‌هاي قبلي خود قاعدتاً بايد نسبت به رسيدگي منصفانه و قانوني به اين شكايات بسيار بدبين باشيم، گمان مي‌كنيم كه اظهار نظر بالا مي‌تواند قرينه‌اي براي رسيدگي در اين مورد خاص باشد، زيرا چه چيزي براي دستگاه قضايي بهتر از اين خواهد بود كه شكايتي از سوي يك زنداني سياسي مطرح شود و با رسيدگي منصفانه و بيطرفانه وارد نبودن آن ثابت گردد.

ما امضاكنندگان اين نامه از جنابعالي درخواست مي‌كنيم كه براي به يقين تبديل‌شدن اين گمان، مرجع بيطرف و مستقلي را براي رسيدگي سريع و علني به ادعاهاي آقاي گنجي كه صحت بسياري از آنخا در گذشته مشخص شده است تعيين كنيد تا دست‌كم براي نخستين بار نقض كنندگان حقوق شهروندي به پاي ميز محاكمه كشيده شوند. اميدواريم كه با دستور عاجل و قاطع جنابعالي و رئيس محترم دادگستري استان تهران كه مسئول اجراي قانون هستند لااقل بخشي از حقوق شهروندي تضييع شده آقاي گنجي احقاق شود و خانواده رنج كشيده و شديداً نگران او ناچار نشوند از مراجع فرامرزي دادخواهي كنند و به مجامع حقوقی بين‌المللي پناه برند.

با تشكر و احترام: فاطمه آرام نژاد- زهره آقاجري - هاشم آقاجري ـ محمد آزادي ـ حميد آصفي ـ مسعودآقايي- سامر آقايي - ناصر آملی- حامد ابراهیمی - محسن ابراهیمی- هادي احتظاظي ـ بختیار احمدی - رضا احمدی – امین احمدیان - نعمت احمدي ـ مصطفي اخلاقي ـ مرتضی اصلاح چی - حسن افتخار اردبيلي ـ علي اكرمي ـ احمد الهی نیا- عبدالمجيد الهامي ـ امین امیری - حبیب الله امیری - مهدي اميني زاده ـ حسين انصاري‌راد ـ مصطفي ايزدي ـ ابوالفضل بازرگان ـ محمدنويد بازرگان ـ مجتبی باستانی - مختار باطولي- ايرج باقرزاده- مهدی باقری - روح الله باقر آبادي – صفرعلی باقری- ایمان براتیان - پروين بختيار نژاد- سید محمد رضا برقعی - رحمت الله برهاني - محمد بسته‌نگار ـ امیر بلالی - سید علی بنی رضی - محمدحسين بني‌اسدي ـ سهام بورقانی - محمد بهزادي ـ ـ محمد بهفروزي ـ صفا بيطرف - حسين پايا ـ علي پايا ـ مسعود پدرام ـ سید مجید پورقاسمی - محمود پيش‌بين ـ حبيب‌الله پيمان - عباس تاج‌الديني ـ علي تاجرنيا ـ رضا تهراني ـ غلامعباس توسلي ـ محمد توسلي ـ جلال توكليان ـ مجيد جابری - اسماعیل جعفرزاده ـ حميدرضا جلائي‌پور ـ جلال جلالي‌زاده ـ علی جمالی - فريده جمشيدي ـ پیمان جهانشیری - مجتبي جهاني ـ مجيد حاجي بابايي- سعید حبیبی - مهدی حبیبی - سعيد حجاريان ـ طه حجازي ـ حميد حديثي - علي حديثي- آیدین حسن لو- بهزاد حق‌پناه ـ فاطمه حقيقت‌جو ـ علي حكمت ـ ابوالفضل حكيمي ـ حميد حسامي ـ محمد حيدري ـ ابراهيم خوش سيرت ـ هادي خانيكي ـ رضا خجسته رحیمی - امير خرم ـ روزبه خسروخاور- سيدمحمدعلي دادخواه ـ محمد دادفر ـ رسول دادمهر ـ محمود دردکشان - فريبا داودي مهاجر ـ پروين‌دخت دفتري ـ محمود دل‌آسايي ـ رضا دلبری - مصيب دواني ـ مسعود دهقان - ابراهيم دينوي ـ فتح الله ربانی- رضا رئيس‌طوسي ‌ـ محمدجواد رجائيان ـ عليرضا رجايي ـ مهدی رجائی – ابوالفضل رحیمی محلاتی - حیدرعلی رستمی – جعفر رسولی - محمدصادق رسولي ـ عبدالعلی رضائی - احد رضائي ـ بهمن رضاخاني ـ حسين رفيعي ـ روزبه ریاضی - نفیسه زارع ممکن - نگار زمان فر- پرويز زندي‌نيا ـ محمدرضا زهدي ـ احمد زيدآبادي- احمد ساعي ـ عزت ‌الله سحابي - فريدون سحابي ـ هاله سحابي ـ عيسي سحرخيز ـ علیرضا سیاسی راد- سيدرضا سيدزاده ـ سید محمد علی سیدنژاد - محسن سیدین - عبدالکریم سروش - فاطمه سلیمانی - سيدمحمد سيف‌زاده ـ محمود شاددل بصير ـ ابراهيم شاكري ـ علي شاملو ـ محمد شانه‌چي ـ حسين شاه‌حسيني ـ علی شاه زیدی – مریم شبانی - محمد شريف ـ حجت الله شریفی - ماشاءالله شمس‌الواعظين ـ فيروزه صابر- علی صابری - محمد صاحب محمدي ـ محمود صارمي ـ ابوالقاسم صالحی - مصطفی صالحی - هاشم صباغيان ـ احمد صدرحاج‌سيدجوادي ـ احمد صدري ـ سمیرا صدری - محمود صدري ـ مهدي صراف ـ عباس صفائي‌فر ـ حميد رضا صمدي ــ جلیل ضرابی - اعظم طالقاني ـ حسام طالقاني ـ طاهره طالقاني ـ محمد طاهري ـ حمید طباطبائی - رضا ظفري - كيان ظهرابي ـ هما عابدي آرزو عابدینی ـ حسن عرب‌زاده ـ روئين عطوفت ـ جواد علائی – محمد باقرعلائی - علي علوي- عليرضا علوي‌تبار ـ محمدجعفر عمادي ـ محمود عمراني ـ علي‌اصغر غروي ـ مسعود غفاري ـ مهدي غني ـ عباسعلی فاتح - محمدتقي فاضل‌ميبدي ـ ناصر فخرسلطاني ـ علی فرخی - غفار فرزدي ـ مراد فرهادپور- مرتضي فلاح ـ حسام فیروزی - هادی قابل - عباس قائم‌الصباحي ـ علیرضا قره قزلو- ماهرو قشقايي ـ رحمانقلي قلي‌زاده ـ نظام‌الدين قهاري ـ میثم قهوه چیان - روشنک قیاسیان - غلامحسین قیصری - اسدالله كارشناس ـ رحمان كارگشا ـ بهزاد كاظمي- مرتضي كاظميان ـ هادی کحال زاده - محسن كديور ـ محمد رضا کرباسی – علیرضا کفشکنان - حسین کمالی – علی کمیجانی - پروين كهزادي ـ يعقوب كوثري ـ بهناز كياني ـ پروين كهزادي- محترم گل بابايي- بيژن گل‌افزا ـ فاطمه گوارايي ـ مسعود لدني ـ هادی لطفی - حسين لقمانيان ـ محمد تقی متقی - محمود مومن - حسين مجاهد ـ سید احمد مجیدی – محمد محرابی - محسن محققي ـ نرگس محمدي ـ نوشين محمدي-محمد محمدي اردهالي- فرید مدرسی - سعيد مدني ـ مرضيه مرتاضي‌لنگرودي ـ مصطفي مسكين ـ رضا مسموعي ـ مهدی مشایخی - احمد معصومي ـ بدرالسادات مفيدي ـ مرتضي مقدم ـ مصطفی ملکیان – احسان منصوری - احمد منتظري ـ سعيد منتظري ـ خسرو منصوريان ـ حسین مهدوی – سید علی اکبر موسوی ( خوئینی ) - يوسف مولايي ـ عبدالله مومنی - علی مومنی - وحيد ميرزاده ـ الله‌كرم ميرزايي ـ آکام مینائی - غلامحسین نادی - علي‌اكبر نجفي ـ مجتبی نجفی - حسن نصراللهی - محمود نكوروح ـ سيدحميد نوحي ـ نوشین نوع پرست- علی نیکو نسبتی - محمد هاشمی - حمید هداوند- بهاره هدایت - سيد هاشم هدايتي – علي رضا هندي ـ احسان هوشمند ـ ناصر هوشمند ـ حنیف یزدانی - ابراهيم يزدي ـ حسن يوسفي‌اشكوري ـ رضا يوسفيان

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 22:12     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

 

بسمه تعالي
حضرت آيت الله العظمي منتظري
مرجع عاليقدر جهان تشيع!
با سلام و عرض ادب،

نامه محبت آميز حضرتعالي را كه از سر احساس مسئوليت و نگراني به زندگي و سلامت آقاي گنجي و خانواده وي بود، دريافت نمودم. چشمان نگرانم كه سراسيمه منتظر رسيدن ياري و فريادرسي بود پر از اشك شد و ديگر بار احساس كردم كه تنها نيستم، حرارت و شوري وجودم را فرا گرفت و از اينكه ديدم در شرايط و انفساي كنوني كه به قول زنده ياد اخوان ثالث: « سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت، سرها در گريبان است، كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را ... كه سرما سخت سوزان است»، مبارز و حقگويي سترگ با روحي بزرگ، مانند هميشه، پاسخي در خور، عنايت كرد، بي نهايت مسرور شدم.
در شرايط دشواري كنوني و در زماني كه خود سانسوري، نه تنها مطبوعات، بلكه شخصيت هاي حقيقي و حقوقي از جمله علماي ديني – كه مردم را به حقگويي و پيروي از عدالت حضرت علي (ع) و شجاعت و شهامت حسين بن علي (ع) در صحراي كربلا فرا مي خوانند را در برگرفته، صراحت بيان و كلام شما و احساس مسئوليتي كه نسبت به مظلومان از جمله آقاي گنجي ابراز داشتيد،‌ مرا اميدوار ساخت كه ديگر مراجع و علماي ديني نيز سكوت را شكسته و وظيفه خود را در مقابله با ظلم و بي عدالتي كه در حق شما و ما و ديگراني چون شما و ما مي رود ادا كرده، براي فرداي قيامت بار مسئوليت خويش را سبك سازند، كه طبق آموزه هاي ديني: هر كه فرياد «يا للمسلمين» مظلومي را بشنود و به ياريش نشتابد، مسلمان نيست.

حضرت آيت الله العظمي!
من نمي دانم كه آيا ديگر مراجع تقليد، زنداني كردن، آزار و شكنجه منتقدان سياسي را مورد تاييد اسلام مي دانند يا خير؟ حضرات مراجع تقليد، مسئول و مرجع مستقيم پاسخگويي به سوالات ديني مسلمين هستند و واجب است به اين سوال پاسخ دهند كه آيا در اسلام شكنجه جايز است يا خير؟ اگر هست صراحتاً بفرمائيد و اگر نيست چرا آن را محكوم نمي كنند؟
در باب ظلم هاي حكومت ستم شاهي پهلوي، در شعارهاي انقلاب اسلامي گفته مي شد كه « سكوت هر مسلمان،‌ خيانت است به قرآن» من نمي دانم كه آيا ظلم با ظلم متفاوت است؟ نمي دانم كه آيا ظلم اسلامي در فرهنگ ديني علماي دين جايز است يا اينكه ظلم در تمامي اشكال خود مورد لعن و نفرين دين مبين است؟

بار ديگر از بزرگواري، بزرگ منشي، شجاعت و حق طلبي در خور حضرتعالي تقدير و تشكر مي كنم و اميدوارم اقدام شايسته شما در رفع رخوت كنوني علماي ديني تاثير مثبت گذاشته و آن با محكوم نمودن ظلم و ظالم، تقيد و مسئوليت خويش را نسبت به ارزش هاي اصيل اسلامي اثبات نمايند.

با تقديم احترام
معصومه شفيعي
سه شنبه 10/8/84
مصادف با پنجاه و هشتمين روز
زندان انفرادي آقاي گنجي و پانزدهمين
روز بي خبري مجدد ما از زندگي و سلامت وي

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 19:23     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

بسم الله الرحمن الرحيم

‏خواهر ارجمند خانم معصومه شفيعي دام توفيقها

‏ ‏پس از سلام و آرزوي قبولي طاعات و اظهار همدردي ; نامه مورخه ‏1384/8/4‏ شما را در مورد‏ ‏همسر مظلومتان آقاي اكبر گنجي راخوانده و بسيار متأثر شدم .

‏ ‏انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي براي اين بود كه ارزش هاي اسلامي محقق گردد و از ظلم‏ ‏و تجاوز اجتناب شود، ولي متأسفانه اينگونه عمل نشد. اينجانب بارها اعلام كرده ام كه در صدر اسلام‏ ‏هيچگونه زنداني سياسي وجود نداشت و زنداني نمودن افراد به اتهامات سياسي ، ظلمي است فاحش‏ ‏و اگر به نام اسلام انجام شود بدعت و خلاف شرع مي‎باشد.

‏ ‏اينجانب به عنوان كسي كه در پيروزي انقلاب نقش داشته از ظلمي كه به شما و امثال شما در اين‏ ‏جمهوري مي‎شود احساس شرمندگي مي‎كنم .

‏اميدوارم در اين ماه مبارك رمضان تحولي در مسئولين امر پيدا شده و در كارهاي خود تجديدنظر‏ ‏نمايند و بيش از اين اجازه ندهند با زندانيان در بند اينگونه ظلم و ستم شود و از قرار دادن خود و ديگران‏ ‏در معرض هلاكت پرهيز نمايند.

‏ (واتقوا فتنة لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصة ).
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

1384/8/6

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 19:19     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

امروز: معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي،در پنجاه وهفتمين روز بازگشت اين روزنامه نگار از ‏بيمارستان ميلاد به انفرادي زندان اوين و در چهاردهمين روز ازبي خبري مجدد از وضعيت وي با ‏انتشار نامه اي خبر داد كه شرح وضعيت گنجي را براي رسيدگي به تخلفات انجام شده توسط ‏تيم ويژه دادستاني در قبال وي را به رياست قوه قضائيه ارسال كرده است.‏
متن كامل اين نامه كه براي سايت امروز نمابر شده در ادامه مي آيد:‏
بسمه تعالي
در روز يك شنبه 8/8/84 در نامه اي خطاب به آقاي هاشمي شاهرودي-رياست محتر قوه ‏قضائيه- شكايت خويش رانسبت به ضرب وشتم همسرم- آقاي اكبر گنجي- توسط تيم ويژه ‏دادستاني، هنگام انتقال ايشان به زندان انفرادي ومحروميت از امكانات پزشكي-دارويي علي ‏رغم نياز مبرم به آن، به حوزه رياست قوه قضائيه تحويل داده وثبت نمودم.‏
در اين شكايت، رسيدگي فوري و اقدام عاجل ايشان نسبت به موارد خلاف قانون مذكور ‏ومعرفي آمران وعاملان اين شكنجه ها را خواستار شدم.‏
با توجه به شرايط جسماني آقاي گنجي بعد از اين شكنجه ها، عدم دارو ودرمان و پنهان ‏نمودنايشان از چشم ديگران،اميد وارم آقاي شاهرودي به حساسيت موضوع توجه نموده و ‏بدون فوت وقت به وظيفه شرعي و قانوني خويش عمل نمايد.‏
معصومه شفيعي
‏9/آبان/1384‏
‏-مطابق با پنجاه و هفتمين روز زندان انفرادي وچهاردهمين روز بي خبري مجدد از زندگي ‏وسلامت آقاي گنجي

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 8:56     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin

 

امروز: معصومه شفیعی همسر اکبرگنجی با انتشار نامه ای پرده از برخی از رفتار های غیرقانونی که درمدت 52 روز بی خبری در قبال گنجی انجام شده بود برداشت.
متن کامل این نامه که برای سایت "امروز" ارسال شده است، در ادامه می آید:
به نام خدا
ايام، ايام سوگواري اسوه عدالت و تقوي، ياور يتيمان، غمخوار بي پناهنان و احياگر حقوق پايمال شده مظلومان، حضرت علي(ع) است. به سوگ كسي نشسته‌ايم كه يكي از دغدغه‌هايش در واپسين دم حيات، بي عدالتي در حق قاتلش بود: "او به من يك ضربت زد، شما نيز به او يك ضربت بزنيد." از روح بزرگش استمداد مي‌كنيم و در برابر حقانيت و ابهت نظر و عملش سر تعظيم فرود مي‌آوريم.
دوستان، سروران! بنا نداشتم در اين ساعات ملكوتي، مزاحم اوقاتتان شوم و با سخنان ملال انگيزم، باري هر چند خُرد بر دوشتان بگذارم، اما چه كنم؟ وقتي كارد به استخوان مي‌رسد، وقتي بعض در گلو مي‌شكند و تو نمي‌خواهي فرزندت، شريك اين سيل اشك باشد، وقتي همه درها را بسته‌ مي‌بيني، وقتي هر چه بيشتر تلاش مي‌كني كمتر نتيجه مي‌گيري، وقتي شاهد ذره ذره آب شدن و از دست رفتن عزيزت و شريك همه هستي‌ات هستي و جز او چيزي براي از دست دادن نداري، وقتي سخن حق‌ات را همه تأييد مي‌كنند ولي ياراي ياريت را ندارند، وقتي كه لحظه لحظة زندگيت، خوابت، خوراكت از نگراني و اضطراب پُر مي‌شود، وقتي كه خود را در انتهاي خط مي‌بيني، آنگاه مثل من مي‌شوي و مثل من تصميم مي‌گيري.
اميد داشتم كه در ليالي قدر، آقاي گنجي را روانه منزل كنند تا دل خانواده‌اش شاد شود، مخصوصاً دل مادر پرپر، بيمار و غمگينش، ولي اين كار را نكردند. اميد داشتم كه بعد از 52 روز كه او را ملاقات مي‌كنم، دلشاد شوم، نيرو بگيرم و دست پر به منزل برگردم و با لبي خندان كل ملاقات را براي بچه‌ها تعريف كنم تا آنها نيز در شاديم شريك شوند، ولي نشد.
دوستان! واقعيت اين است كه روز دوشنبه 25/4/84 بعد از 52 روز بي خبري محض، به همراه مادر آقاي گنجي و وكيل ايشان – آقاي دكتر مولايي- به ملاقات رفتم. وقتي گنجي را ديديم در نگاه اول او را نشناخيتم؛‌ بسيار نحيف و تكيده شده، با موها و ريشي ژوليده و بلند.
همه گريه مي‌كرديم او نيز ما را همراهي مي‌كرد. چيزهايي كه او براي ما تعريف كرد دلمان را ريش و آه همه ما مخصوصا مادر ايشان را دو چندان كرد. آقاي گنجي اين‌گونه تعريف كرد كه:‌
دو سه روز بعد از آخرين ملاقات ما- چهارم شهريور- در بيمارستان ميلاد، تيم ويژه عملياتي دستگاه قضايي كاغذ و خودكار براي گنجي مي آورند و از او مي خواهند كه كتباً مانيفست جمهوري‌خواهي و پاسخ نامه آيت ا... منتظري و آقاي دكتر سروش را پس بگيرد؛ او قبول نمي‌كند؛ در مرحله بعد از او مي‌‌خواهند دو نامه مذكور را پس بگيرد، او باز هم قبول نمي‌كند؛ در مرحله آخر به او مي‌گويند كتباً تعهد بده اگر بيرون رفتي،‌هيچ حرفي نزني و هيچ مصاحبه اي نكني؛ گنجي باز هم زير بار نمي‌رود. سپس آنها در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفري بر سر گنجي مي‌ريزند و طي يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهند به طوري كه غرق خون مي‌شود و دستش جراحت عميقي بر مي‌دارد؛ سرش را به شدت به تخت مي‌كوبند و در حالي كه الفاظي بسيار ركيك و زننده به كار مي‌بردند، مي‌گفتند: كسي كه چنين است، "خودش بايد برود" ما با او فلان و بهمان مي‌كنيم. ماجرا به همين جا ختم نمي‌شود، پس از چند روز سرپرست آن تيم عملياتي، كه "سماواتي" ناميده مي‌شود به آقاي گنجي مي‌گويد مي‌خواهيم تو را مرخص كنيم، سپس همان افرادي كه ضرب و شتم گنجي را به عهده داشتند، براي ترخيص او مي‌آيند. گنجي اعتراض مي‌كند، سماواتي مي‌گويد: "اينها مي‌خواهند از تو دلجويي و عذرخواهي كنند" لذا گنجي را از بيمارستان سوار ماشين مي‌كنند به بزرگراه چمران كه مي‌رسند يكي از ماموران از صندلي جلو به عقب مي‌آيد و روي پاهاي گنجي مي‌نشيند به او چشم بند مي‌زنند و در حالي كه فحاشي مي‌كردند دست‌هاي او را به صورت قپاني از پشت دستبند مي‌زنند. دستبند قپاني زدن باعث آسيب ديدگي شديد كتف چپ آقاي گنجي مي شود. با وجود در رفتگي و درد شديد كتف او را به درمانگاه نمي‌برند، بلكه به بند انفرادي 2 الف مي‌برند، به او دارو هم نمي‌دهند، دريغ از يك قرص؛ مسئول بهداري را به بند 2 الف مي آورند تا چند جلسه كتف او را فيزيوتراپي كند.
عزيزان! فرصت ملاقات محدود و بيشتر به گريه و زاري گذشت. من نمي‌دانم چگونه با او رفتار كرده‌اند كه وزنش به 51 كيلوگرم و فشار خونش به 5/7 روي 5 رسيده است.
حال و روز گنجي بسيار بدتر از زماني است كه در بيمارستان ميلاد بود. در آخرين ملاقاتي كه در چهارم شهريور با او در بيمارستان داشتيم نسبتاً رو به راه شده بود و با تغديه، بسياري از مشكلاتي در حال حل شدن بود. زندان، موظف به تغذيه و دارو_ درمان زنداني است چرا مدتهاست در زندان انفرادي به او غذا نمي‌دهند و هيچ ملاقاتي ندارد؟ چرا از دادن داروهايش به او خودداري مي‌كنند؟ مگر مسئولين زندان موظف به رعايت حقوق انساني زنداني نيستند؟
دوستان! مي‌دانم كه شما نيز مثل من كاري از دستتان برنمي‌آيد فقط مي‌خواهم از ظلمي كه بر ما مي‌رود،‌ مطلع باشيد. مسبب و مسئول اصلي اين وضعيت، كساني هستند كه طرف اصلي انتقادات گنجي بودند و هستند.
برايش دعا كنيد و از روح بزرگ پرچمدار عدالت، علي (ع) گشايش و فرجي بجوييد.

با تقديم احترام
معصومه شفيعي
4/آبان/84

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 2:5     |  ارسال مطلب به دنباله: Donbaleh ارسال مطلب به بالاترین: Balatarin