|
|
|
|
|
امروز چهار شنبه 23 آذر 84، دو هزار و شصت و يك روز از حبس اكبر گنجي ميگذرد. در آخر ارديبهشت ماه سال جاري، او به دليل حكم غير قانوني و غير عادلانه و تبعيض در اجراي حكم نا عادلانه، محروميت چند ساله از تماس تلفني، و محروميت از مداواي بيرون از زندان، دست به اعتصاب غذا زد.
مسئولين مربوطه بارها و بارها اعلام كردند اگر او اعتصاب غذا را بشكند، به مرخصي استعلاجي اعزام خواهد شد. وقتي حال او به شدت رو به وخامت نهاد، او را به بيمارستان بردند. در بيمارستان هم به طور مكتوب و شفاهي به او گفته شد اگر دست از اعتصاب غذا بردارد ظرف كمتر از 9 روز به خانه مي رود و ديگر به زندان باز نخواهد گشت. اما مطابق معمول با دروغ و فريب و پيمان شكني، نه تنها او را به خانه نفرستادند، بلكه در چند نوبت به خاطر اظهار عقايد و ديدگاه هايش او را به شدت مضروب كردند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 17:33
|
ارسال مطلب به دنباله:
|
||
|
|
|
|
|
خانم معصومه شفيعي همسر اکبر گنجي، روز دوشنبه به ملاقات همسرش فراخوانده شد. ملاقاتي که حاصلش شکنجه بيشتر گنجي و خانواده او بود. خانم گنجي در نامه زير، ماجراي اين ملاقات "پر شکنجه" را شرح داده است:
ظهر روز گذشته ـ دوشنبه 14 آذر 84 ـ به ما اطلاع دادند که براي ملاقات آقاي گنجي ساعت 4 بعد از ظهر به زندان اوين برويم. به اتفاق بچه ها آماده رفتن بوديم که ساعت 15/3 دقيقه بعد از ظهر تلفن زنگ زد و به ما گفتند که ملاقات به هم خورده است. به مادر آقاي گنجي که با شادماني از شهر ري عازم اوين بود زنگ زديم که نيايد. تصور کنيد وضع روحي اين مادر سالخورده بيمار را، بعد از شنيدن خبر عدم امکان ملاقات فرزندش، در حالي که با شادي و اميد به ملاقات، سوار ماشين شده بود. بچه ها کلي پکر شدند و با ناميدي کفش ها را کندند و غمگينانه به اتاق خود رفتند. ساعت15/4 دقيقه [يعني يک ساعت بعد] دوباره به ما زنگ زدند و گفتند ساعت 45/4 دقيقه در اوين باشيد. بدين ترتيب امکان آمدن مادر آقاي گنجي از شهر ري به اوين عملا غير ممکن شد. من به اتفاق بچه ها و برادر آقاي گنجي به اوين رفتيم. بعد از اينکه ما را به دقت تفتيش بدني کردند به اتاقي هدايت کردند که حدودا 8 متر مساحت داشت و بسيار سرد بود. متوجه شديم که اين اتاق در فاصله چند متري محل نگهداري آقاي گنجي قرار دارد، با اين حال براي طي اين چند متر مسافت، به خاطر اينکه کسي او را در آن حال و روز نبيند، وي را سوار آمبولانس [پشت آمبولانس] کردند و به جلوي درب محل ملاقات آوردند. او آمد در حالي که به شدت لاغر و ضعيف بود، با دستاني بسيار سرد و ريشي بلند و سپيد و قامتي نسبتا خميده. بچه ها در حالي که گريه مي کردند مشغول احوالپرسي با پدرشان شدند که ماموران به بهانه هاي مختلف [جواب دادن به تلفن، برداشتن قاشق و چنگال، منتقل کردن فايل و...] وارد اتاق مي شدند. بيش از 5 دقيقه از آمدن آقاي گنجي نگذشته بود که آمدند در را باز کردند و گفتند ما بايد اينجا بنشينيم و بشنويم چه مي گوييد. آقاي گنجي به شدت برآشفتند و گفتند با اين شرايط، ملاقات نمي کنيم. ما نيز که به شدت عصبي شده و اشگ از چشمان مان جاري بود، اتاق ملاقات را ترک کرده و در حسرت انجام ملاقات به خانه برگشتيم. ننگ و نفرين بر مرام و وجدان آناني باد که براي انتقام از منتقدانشان، به فرزندان آنان نيز رحم نمي کنند، و از گريان نمودن آنان لذت مي برند. ننگ و نفرين بر آناني باد که دل شکسته و رنجور يک مادر سالخورده را که در حسرت ديدار فرزندش شب و روز نمي شناسد، و خواب و خوراک ندارد، اينگونه آماج کينه هاي شخصي خود قرار مي دهند. چقدر خردند و حقير و چقدر از اعمال ننگين خود، ترسان که خانواده بي پناه منتقدين خود را اينگونه مي آزارند و از آزار آنان لذت مي برند. معصومه شفيعي |
||
|
|
|
|
|
معصومه شفیعی همسر اکبر گنجی اعلام کرد با توجه به عدم رسیدگی موثر رئیس قوه قضائیه به دو شکایت اخیر وی از تيم عملياتي دادستان تهران،وهمچنین وضعیت بحرانی گنجی، متن دومین شکایت خود را-که پیش از این به صورت محرمانه به دفتر هاشمی شاهرودی ارسال کرده بود- جهت استمداد از افکار عمومی و رسیدگی فوری و جدی به این پرونده، علنی کرد. به گزارش امروز معصومه شفیعی در این باره نوشت:آخرين باري كه آقاي گنجي به مرخصي آمد 6 ماه پيش بود، طي 3 ماه گذشته فقط 3 بار ملاقات داشتهايم و فرزندان ايشان مدت 84 روز بود كه پدرشان را نديده بودند. طي ماههاي اخير بارها به آقاي هاشمي شاهرودي _ رياست قوه قضاييه_ نامه نوشتيم و وضعيت نگران كننده آقاي گنجي را به اطلاع ايشان رسانده و تقاضاي اقدام نموديم ولي متاسفانه تاكنون هيچ پاسخي دريافت نكرده ايم. در تاريخ 8/8/84 شكايتي از تيم عملياتي دادستاني تهران به دليل شكنجه و ضرب و شتم و آسيب بدني آقاي گنجي و موارد خلاف قانون ديگر به دفتر آقاي شاهرودي تقديم و ثبت شد؛ در تكميل شكايت فوق، شكايت ديگري در تاريخ 22/8/84 از تيم مذكور تقديم دفتر ايشان شد. اكنون به اين دليل كه از سوي آقاي شاهرودي رسيدگي به شكايت اول به خود متهم (دادستاني) ارجاع شده است و در مورد دوم نيز اقدامي صورت نگرفته لذا جهت استمداد از افكار عمومي در رسيدگي به شكايات فوق، متن دومين شكايت تقديم ميگردد. معصومه شفيعي «به نام حق» با توجه به بيان جملات تكان دهنده فوق از سوي مأموران حاكميت و با توجه به سابقه كشتن منتقدان و روشنفكران در طي سالهاي اخير و عدم معرفي آمران و عاملان اصلي اين قتلها، من و خانوادهام نسبت به زندگي، امنيت و سلامتي آقاي گنجي، بسيار نگران و مضطربيم. از آنجا كه جنابعالي مسئوليت خطير رياست دستگاه قضايي و بالطبع تيم عملياتي ويژه دادستاني را نيز به عهده داريد و قانوناً مسئول پيگيري شكايات و پاسخگوي مستقيم و نهايي هر نوع اقدام غيرقانوني و غيرانساني اشخاص و سازمانهاي زيرمجموعه خود هستيد، لذا شكايت خويش را از تيم عملياتي ويژه دادستاني و آمران آنها كه آقاي گنجي را تهديد به ترور نمودهاند، تقديم حضرتعالي ميكنم. بديهي است كه در موارد حساس اين چنيني نه تنها اينجانب و خانوادهام بلكه افكار عمومي نيز به شدت خواهان پيگيري موضوع و معرفي تروريستهايي هستند كه پشت نقاب قانون وماموران دستگاه قضائی خود را پنهان نموده اند. عدم پیگیری فوری این شکایت به منزله بيتوجهي به تأمين و تضمين امنيت داخلي بوده و مسئوليتهاي بسياري را متوجه حضرتعالي خواهد كرد. اين شكايت، تكمله شكايت پيشين اينجانب از تيم عملياتي ويژه دادستاني و آمران آنهاست كه در تاريخ يكشنبه 8/8/84 به دفتر حوزه رياست قوه قضاييه، تقديم و ثبت نمودم. با تقديم احترام |
||